تمرین جامعه‌شناسی

سعی می‌کنم به عنوان یک جامعه‌شناس، پدیده‌های اطرافم را تبیین کنم

تمرین جامعه‌شناسی

سعی می‌کنم به عنوان یک جامعه‌شناس، پدیده‌های اطرافم را تبیین کنم

تمرین جامعه‌شناسی

طلبو
دانشجو
اهل مطالعات جامعه‌شناسی
مشتاق شنیدن و دیدن نقد شما

بایگانی
پیوندها

۶۸ مطلب با موضوع «جامعه شناسی» ثبت شده است

 

اغتشاشات با هدف براندازی فعلاً شکست خورد. (دقت کنید فعلا)

ظاهراً برنامه این بود که با گرفتن کشته از اقشار مذهبی و عادی، آن‌ها را نیز به جمعیت اغتشاشگران پیوند بزنند که فعلا نشد.

اگر فضای رسانه‌ای کشور باز شود، احتمالاً منافقین، انجمن حجتیه و خیلی از مارهای خوش خط و خال دیگر که ظاهر مذهبی دارند، به نظام حمله کنند تا هدف براندازی محقق شود.

 

احتمال نفوذ در دستگاه‌های امنیتی و قضایی هم بالا است. شاید برخی افتضاحات قبل از اغتشاشات نظیر پرونده سازی برای نیروهای انقلابی، با هدف دلسرد کردن آنان از انقلاب و پیوستن آنان به صف اغتشاش‌گران بوده است.

از برخی می‌شنویم که مردم عادی توسط نیروهای امنیتی کشته شده‌اند که اگر راست باشد، این هم در ادامه‌ی همان پروژه است که عرض کردم. یعنی بخشی از نیروهای امنیتی فاسد، فضا را به گونه‌ای رقم زدند که مردم عادی کشته شوند تا آتش اغتشاشات داغ‌ شود.

 

ریشه‌ی اصلی اغتشاش هم در خارج از کشور است. باید مثل سال ۴۰۱ که به مواضع تروریست‌ها در عراق حمله شد، امسال هم به ریشه‌ی این وقایع در خارج از کشور حمله شود.

و الان این ماجرا به این زودی‌ها جمع نمی‌شود.

  • Oceanus

 

بعضیا بعد از سخنرانی مقام معظم رهبری، دینداری مردم را نادیده می‌گیرند و می‌گویند مردم، باید کر و کور و لال، از دولت حمایت کنند.

 

خب این وسط یک تعارض هست: دولت ضد دین و معیشت مردم است. چطوری مردم از کسی که ضد دنیا و آخرت آن‌هاست، حمایت کنند؟!

 

خیلی فکر کردم. بهتر از این الگو به ذهنم نرسید. الگوی موذن دیوانه.

احتمالاً در خیلی از مساجد از این دیوانه‌ها دیدید که میان اذان میگن، کمک می‌کنند و ... . گاهی هم خرابکاری می‌کنند.

 

نه حرف حالیشون میشه. نه امیدی به اصلاحشون‌ هست.

امیدی به خلاصی از دستشون هم نیست، فقط باید منتظر اجل ماند.

 

مردم هم می‌بینن چاره‌ای نیست، تحمل می‌کنند.

حالا گاهی اوقات با تشویق و تنبیه، سعی می‌کنند این‌ها را به سمت کار درست هدایت کنند اما همه می‌دانند که تغییر اساسی رخ نخواهد داد.

 

با دولت هم باید همینطوری تعامل کنیم.

  • Oceanus

 

شاید خیلی‌ها فکر می‌کنند که این رویکرد رادیکال دولت در فرهنگ و اقتصاد، موجب شورش بچه مذهبی‌ها میشه. نه خیر. بلای دیگری سر جامعه میاد. تا موقعی که ولی فقیه هست، هیچ شورشی از سمت مردم مذهبی صورت نمی‌گیرد.

 

دولت الان در مقابل دو دسته از مردم ایستاده: یکی متدینین و دیگری فقرا و مستضعفین.

 

حالا دولت هر کاری بخواد بکنه، اینا دیگه باهاش همکاری نمی‌کنند. کافیه یه بحران به وجود بیاد، خواهید دید که دولت چگونه فلج است.

 

نه تنها دولت بلکه کل جامعه دارد فلج می‌شود. چون که این دولت، محصول عدم شرکت در انتخابات یا انتخاب بد بخشی از مردم است. مخالفان دولت، از اصلاح رویکرد و فکر موافقان دولت هم تقریباً ناامید هستند و نوعی نفرت و تقابل اجتماعی در حال شکل گیری است.

  • Oceanus

سهمیه بنزین شما را به بالاترین قیمت خریداریم!

 

از منظر یک جامعه‌شناس اگر به بحث افزایش قیمت بنزین نگاه کنیم، قضیه به این صورت میشه:

 

مردم سه دسته هستند:

۱. فقرایی که ماشین ندارند.

۲. طبقه متوسطی که ماشین قدیمی و پرمصرف یا معمولی دارند.

۳. طبقه‌ی مرفهی که ماشین‌های عالی و کم مصرف دارند.

 

 

برخی از مسئولان میان میگن که فقرای طبقه‌ی پایین ماشین ندارند اما مرفهین طبقه بالا، چندتا ماشین دارند. پس برای ایجاد عدالت، بنزین را به کد ملی بدهیم تا فقرا بیشتر بهره‌مند شوند.

 

اما نتیجه چی میشه:

۱. یه یارانه بنزین به فقرا میدن که در مقابل تورم دیگر کالاها، تقریبا هیچ محسوب می‌شود.

 

۲. طبقه‌ی متوسط که یا کارت سوخت نداره، یا سهمیه‌ش کفاف نمیده، هم باید تورم ناشی از افزایش قیمت بنزین را تحمل کند و هم باید بنزین را با نرخ آزاد بخرد.

 

۳. مرفهان بی‌درد هم ککشون نمی‌گزه.

 

 

در حقیقت این طرح، به جای اینکه بیاد اَبروی طبقه‌ی پایین را درست کند، چشم طبقه متوسط را کور می‌کند.

 

 

اگر حکومت واقعا قصد کمک به افراد بی ماشین را دارد، جلوی قاچاق را بگیرد و از سود آن، به افراد بی‌ماشین، یارانه بدهد.

 

حالا چرا این کار را نمی‌کند؟ نمی‌دانم، شاید با قاچاقچیان رودربایستی یا جرات برخورد ندارند یا چه؟

  • Oceanus

 این دولت تقریبا هرکاری دلش بخواد می‌تونه انجام بده و هیچکس فعلا توان ایستادن جلوی اون رو نداره. چون اولا در وفاق با مجلس است، ثانیا این قدر شورای‌ها موازی در کشور داریم که اکثریت آن دست دولت و حامیان دولت است که از جهت قانونی هیچ مشکلی برای برگزاری کنسرت نداشتند.

 

کنسرت هم به نظرم از اول قرار نبود برگزار بشه، فقط حرفش رو آوردن تا آب گل‌آلود بشه و یه بهره‌ای ببرند. بعد که دیدن مخالفت خاصی نشد، به بهانه امنیتی لغو کردن.

ولی ترس اصلی از رسوایی دولت بود. بالاخره دولت تا الان دستاورد اقتصادی خاصی نداشته است و اگر به کنسرت بپردازد، وجهه‌ی خوبی برای خودش نخواهد داشت. 

لذا از ترس فشار اجتماعی، کنسرت را لغو کردند.

  • Oceanus

 

 

مطلب زیر را با اقتباس از کتاب تکامل فرهنگی اینگلهارت نوشتم. 

 

در فضای نزاع برای بقا، نوعی بدبینی خصوصا نسبت بیگانه‌ها و تغییرات بر انسان‌ها حاکم می‌شود که کارکرد حفظ جامعه را دارد.

یعنی اگر جامعه‌ای، خطر نابودی را درک کند، دیگر نمی‌تواند به سادگی نسبت به پدیده‌های اجتماعی خوشبین باشد. چرا که با هر تغییری، احتمال نابودی خودش را می‌دهد.

 

از جمله ثمرات این نگاه، انجماد و ثبات فرهنگی جامعه است که جامعه را حفظ می‌کند.

 

در این شرایط، آنکه از تغییرات، خصوصا تغییرات بنیادین صحبت می‌کند، از منظر اجتماعی خائن تلقی می‌شود و باید نابود شود.

 

از جمله‌ی تغییرات بنیادین یا ارتباط با دشمن:

۱. تغییر ادبیات حماسی کشور از دینی-ملی به ملی محض.

۲. درخواست عفو زندانیان سیاسی.

۳. تثبیت عدم مقابله با بی‌حجابی، سگ گردانی و ... .

۴. درخواست مذاکره و ارسال پالس ضعف به دشمن.

۵‌. تبلیغ جایگزینی ساز و سلاح.

۶. ...

 

 

 

ادامه‌ی این روندها، درگیری داخلی در جامعه‌ی ایران را به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌کند.

  • Oceanus

ابتدا نگاهی به وقایع چند روز گذشته:

 

جنگ آغاز می‌شود.

از همان روزهای اول، دولت از آتش‌بس صحبت می‌کند.

در مقابل، نیروهای نظامی از ضرورت ادامه جنگ صحبت می‌کنند.

رهبر مملکت از صلح تحمیلی صحبت می‌کند.

وزیر دفاع و برخی دیگر، از انبارهای پر از تسلیحات صحبت می‌کنند.

مسئولان دولتی از دست‌نخورده بودن ذخایر استراتژیک صحبت می‌کنند.

 

بعد از دوازده روز، اول صبح ناگهان می‌گویند آتش‌بس و انتظار دارند مردم اعتراض نکنند!

و دوباره همان بحث‌های نخ‌نمای خوارج و منافقان و جاسوسان موساد مطرح می‌شود.

ولی فقیه صحبت می‌کند و فضا آرام می‌شود.

 

 

حالا برگردیم به اعتراضات به آتش‌بس:

این اعتراضات کاملا عادی بود.

از نگاه بسیاری از مردم مذهبی، این دولت بی‌غیرت و احتمالا خائن است. لذا با سوء ظن به اعمال دولت نگاه می‌کنند.

 

نیروهای امنیتی و نظامی ما هم اگرچه مردم در جنگ به آن‌ها اعتماد دارند اما در صلح اعتماد ندارند. در انتخابات ۴۰۳ دیدیم که تمام نظام خرج آقای قالیباف شد، از رهبری تا سیدحسن نصرالله. بسیاری از سرداران ما از شهید سلیمانی تا شهید حاجی‌زاده و ... خرج آقای قالیباف شدند. نهایتا حدود سه میلیون نفر به این‌ها اعتماد کردند.

 

شورای عالی امنیت ملی هم در همین قضیه‌ی عدم ابلاغ قانون حجاب و جمع‌کردن متحصنین در جلوی مجلس نشان داد که هنوز مشکلات فراوانی دارد.(البته دومی کار زیرمجموعه شعام بود.)

 

 

حالا دولت و نیروهای نظامی و امنیتی ما، با این سرمایه‌ی اجتماعی اندک، چطور انتظار دارند که مردم در مقوله‌ی مهمی مثل آتش‌بس به آن‌ها اعتماد شود؟!

 

 

 

شاید اسرائیل هم روی همین سرمایه‌ی اجتماعی پایین حساب کرده بود. یعنی احتمالاً اسرائیل با خودش گفته بود که نماینده‌ی نظام، سه میلیون بیشتر رای ندارد، پس سرمایه‌ی اجتماعی نظام، خیلی کم است و از جهت اجتماعی، زمینه‌ی حمله مهیا است.

  • Oceanus

تحلیل روایت از آغاز جنگ تا آتش‌بس

 

تحلیل روایت، یک روش کیفی است که سیر روابط علی وقایع را به حالت داستانی و پشت سرم بیان می‌کند.

اسرائیل یک حمله سنگین و برق‌آسا به ایران می‌کند. بسیاری از مسئولان ارشد نظامی شهید می‌شوند و طبق اعلام نیروی انتظامی مازندران، نزدیک شش میلیون نفر فقط به مازندران قرار می‌کنند.

اما تحت مدیریت رهبری، نیروهای شهید، به سرعت جایگزین می‌شوند. مردم مذهبی که از این بعد به آن حزب‌الله می‌گویم هم با قدرت سرجای خود می‌مانند.

 

پس اولین و مهم‌ترین چیزی که جلوی فروپاشی کشور را گرفت، عامل دین بود و در ابتدای کار، بار اصلی جنگ روی دوش حزب‌الله بود.

 

در ادامه نیز درحالی مردم فراری‌ غالبا به کار و زندگی خود بازنگشته بودند، حزب‌الله تجمعات متعددی با رنگ و بوی مذهبی برگزار کرد.

مسئولان دولتی نیز به دلیل شرایط جنگی، ابتکار عمل را از دست داده بودند چراکه افکار و شعارهای این دولت، هیچ سنخیتی با فضای جنگی نداشت.

 

ادامه‌ی این فضا به ضرر دو دسته بود:

۱. اسرائیل که برتری میدانی خود در جنگ را از دست داده بود.

۲. دولت و جماعت غربزده و بی‌دین که هم از جهت جغرافیایی و هم از جهت عملی، به حاشیه رانده شده بودند.

 

در اینجا منافع دولت و این جماعت بی‌دین و غربزده و اسرائیل در یک راستا قرار گرفت، لذا به صورت شبانه و ناگهانی، با یکدیگر اعلام صلح کردند و حزب‌الله را در عمل انجام شده قرار دادند.

 

 

امت حزب‌الله ناراحت است، نه برای اینکه شکست خورد، بلکه به این دلیل که دو فتح بزرگ در داخل و خارج از کشور را از دست داد.

 

مفهومی به نام دفاع میهنی نیز مفهومی دروغین بود، چراکه بار اصلی جنگ روی دوش حزب‌الله بود.

بله این وسط بودند افرادی که علقه‌های مذهبی نداشتند ولی در راهپیمایی‌ها شرکت کردند و از جنگ حمایت کردند. اما این گروه در اقلیت بودند.

 

انشاالله در مطلب بعدی مجدد به مفهوم دفاع میهنی برمی‌گردم.

  • Oceanus

 

نمی‌دونم این آتش‌بس با موافقت رهبری بود یا نه.

ولی هرچه که هست، تبعات فرهنگی و اجتماعی فراوانی دارد، به گونه‌ای از صبح تا حالا به غیر از عراقچی، تقریباً هیچکس حرفی نزده.

تبعات داخلی آتش‌بس اینقدر سنگینه که اگر جام زهر هم نباشه، جام زهر ماریه که هیچکس نمی‌دونه چطوری سر بکشه.

  • Oceanus

 

ترامپ، رهبر معظم انقلاب را به ترور تهدید کرده است.

در شرایط فعلی ترور رهبری، فقط مانند بنزین، آتش جنگ را شدیدتر خواهد کرد و تغییری در روند جنگ ایجاد نخواهد کرد.

 

پیامد مهم دیگر این است رهبر جدید، در ابتدای کار، یک جنگ بزرگ را رهبری خواهد کرد و ابهت و کاریزمایی که شاید در طول بیست سال باید کسب می‌کرد را، طی چند روز یا چند ماه کسب می‌کند. یعنی آمریکا با دست خودش، یک رهبر مقتدر مسن را با رهبر مقتدر جوانی جابجا می‌کند که سال‌های سال‌، برای آن‌ها دردسر ایجاد می‌کند.

  • Oceanus