داستان سعید جلیلی و برادران اصولگرایش!
داستان حضرت یوسف و برادرانش، داستان همهی تاریخ است که مدام در حال تکرار است.
داستان شخصی که نسبت به دیگران اصلح است، اما مورد حسادت واقع میشود و در نهایت مورد خشم قرار میگیرد. مثل داستان پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله) مورد خشم نزدیکان خود در مکه قرار گرفتند و در مدینه حکومت تشکیل دادند. مثل داستان اهل بیت (علیهم السلام) که باز مورد از سوی نزدیکان خود در مکه و قریش مورد حسادت و خشم قرار گرفتند. اصلا مثل داستان آدم، که مورد حسادت و خشم شیطان قرار گرفت. هابیل نیز مورد حسادت و خشم قابیل قرار گرفت.
امثال سعید جلیلی، رسایی، ثابتی و ...، مورد حسادت و خشم برادران اصولگرایشان واقع شدهاند. چراکه قربانی اینها نزد مردم پذیرفته شد. چراکه اینها نزد مردم محبوبتر هستند. اینها مانند برادران یوسف، به جای اینکه بیایند مانند جلیلی و ...، تقوا، صداقت و انقلابیگری خود را افزایش دهند، سعی میکنند تا اینها از چشم مردم بیاندازند. عملههای مجازی اینها، خطوط قرمز شرعی و قانونی را رد میکنند تا هر جلیلی و دیگران را تخریب کنند. اما ذلت و خواری، سرنوشت این قوم اصولگرا است.
به خواست خدا، اگر ما مقاومت کنیم، زمین و زمان دست به دست هم خواهد داد و این قوم را رسوا خواهد کرد. خداوند هفت سال قحطی در بخش زیادی از زمین و شاید همهی آن ایجاد کرد تا برادران یوسف را با خواری و ذلت به مصر بکشاند و از یوسف در خواست صدقه کنند! سرنوشت برادران اصولگرا نیز همین است. نه نماز باران به وضعیت کشور کمک خواهد کرد نه باروری سازی ابرها. سختی و مشقت هست و خواهد بود تا به صراط مستقیم برگردیم.
آزمون امروز ما، پذیرش ولایت پدر فقیه نیست بلکه پذیرش ولایت برادر اصلح است.
- ۰ نظر
- ۰۳ دی ۰۴ ، ۰۸:۲۰
- ۲۴ نمایش