تمرین جامعه‌شناسی

سعی می‌کنم به عنوان یک جامعه‌شناس، پدیده‌های اطرافم را تبیین کنم

تمرین جامعه‌شناسی

سعی می‌کنم به عنوان یک جامعه‌شناس، پدیده‌های اطرافم را تبیین کنم

تمرین جامعه‌شناسی

طلبو
دانشجو
اهل مطالعات جامعه‌شناسی
مشتاق شنیدن و دیدن نقد شما

بایگانی
پیوندها

۱۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «#سعید_جلیلی» ثبت شده است

داستان سعید جلیلی و برادران اصول‌گرایش!

داستان حضرت یوسف و برادرانش، داستان همه‌ی تاریخ است که مدام در حال تکرار است.

داستان شخصی که نسبت به دیگران اصلح است، اما مورد حسادت واقع می‌شود و در نهایت مورد خشم قرار می‌گیرد. مثل داستان پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) مورد خشم نزدیکان خود در مکه قرار گرفتند و در مدینه حکومت تشکیل دادند. مثل داستان اهل بیت (علیهم السلام) که باز مورد از سوی نزدیکان خود در مکه و قریش مورد حسادت و خشم قرار گرفتند. اصلا مثل داستان آدم، که مورد حسادت و خشم شیطان قرار گرفت. هابیل نیز مورد حسادت و خشم قابیل قرار گرفت.

امثال سعید جلیلی، رسایی، ثابتی و ...، مورد حسادت و خشم برادران اصولگرایشان واقع شده‌اند. چراکه قربانی اینها نزد مردم پذیرفته شد. چراکه اینها نزد مردم محبوب‌تر هستند. این‌ها مانند برادران یوسف، به جای اینکه بیایند مانند جلیلی و ...، تقوا، صداقت و انقلابی‌گری خود را افزایش دهند، سعی می‌کنند تا این‌ها از چشم مردم بیاندازند.  عمله‌های مجازی این‌ها، خطوط قرمز شرعی و قانونی را رد می‌کنند تا هر جلیلی و دیگران را تخریب کنند. اما ذلت و خواری، سرنوشت این قوم اصولگرا است.

به خواست خدا، اگر ما مقاومت کنیم، زمین و زمان دست به دست هم خواهد داد و این قوم را رسوا خواهد کرد. خداوند هفت سال قحطی در بخش زیادی از زمین و شاید همه‌ی آن ایجاد کرد تا برادران یوسف را با خواری و ذلت به مصر بکشاند و از یوسف در خواست صدقه کنند! سرنوشت برادران اصولگرا نیز همین است. نه نماز باران به وضعیت کشور کمک خواهد کرد نه باروری سازی ابرها. سختی و مشقت هست و خواهد بود تا به صراط مستقیم برگردیم.

آزمون امروز ما، پذیرش ولایت پدر فقیه نیست بلکه پذیرش ولایت برادر اصلح است.

 

  • Oceanus

 

 

دو دسته از مردم هم هستند بر اساس احساست خودشون تصمیم می‌گیرند.

 

برخی بر اساس احساس دینی و برخی براساس احساس محرومیت.

یعنی دسته اول به سراغ فردی می‌رود که با روح دینی او سازگار باشد و دسته دوم به دنبال فردی می‌رود که روح زجر و سختی کشیده‌ی او را درک کند.

 

 

در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، به دلیل اختلاف بین جلیلی و قالیباف، همچین حضور یک روحانی و یک نهج البلاغه خوان در طرف مقابل، فضای تصمیم گیری برای جریان دینی سخت شد.

همچنین به دلیل خطابه‌ی ضعیف جلیلی و قالیباف در استفاده از ادبیات عدالت‌خواهانه و ظلم ستیزانه و برعکس، برتری نسبی پزشکیان نسبت به دو نفر دیگر، احتمالاً بخشی از این آرا هم یا وارد صندوق نشدند یا به سبد پزشکیان رفتند.

  • Oceanus

 

 

یکی از پدیده‌های عجیب این ایام، حمله‌های گوناگون به سعید جلیلی و رای دهندگان به او است.

 

انشاالله در نوشته‌های آتی، دو مطلب را دنبال می‌کنم:

 

۱. سعید جلیلی، علت شکل‌گیری جریان‌های حامی خودش نبود.

 

۲. تبیین‌های فقهی، کلامی و فرقه‌ای از حامیان جلیلی غلط یا ناکارآمد است و بهترین تبیین، نگاه خرده فرهنگی است.

  • Oceanus

 

یک روز مردی زودتر از کار تعطیل می‌شود و زودتر به منزل باز می‌گردد که می‌بیند همسرش با مردی غریبه همبستر است.

زن با حالت عصبانی می‌پرسد چرا زود آمدی؟

مرد می‌گوید: این مرد غریبه کیست؟

زن می‌گوید: من اول پرسیدم!

(به نقل از کتاب خشونت ژیژک)

 

 

یکی نیست به بعضی از این طرفداران قالیباف بگوید:

سال‌هاست که نهادهای مقدسی نظیر سپاه و ... را به بازی‌های سیاسی خودتان آلوده کردید و تشت رسوایی شما خیلی وقت است که از بام افتاده.

 

جلیلی زود نیامد.

  • Oceanus

 

 

جمهوری اسلامی ایران با دو نوع خطر براندازی مواجه است:

یک نوع براندازی اینگونه است که استقلال کشور را تهدید می‌کند و ما را به طور غیرمستقیم به مستعمره کشورهای غربی تبدیل می‌کند.

نوع دیگر براندازی این است که ما کشوری مستقل و صاحب اراده باشیم اما کشوری مدرن باشیم نه اسلامی.

 

براندازی نوع اول شاید بسیار سخت باشد چون تقریبا هیچ آدم عاقلی از بردگی و نوکری بیگانگان خوشش نمی‌آید.

 

 

اما براندازی نوع دوم ساده‌تر است چون مردمی که تعلقات دینی دارند، نسبت به گروه قبلی تعداد کمتری را شامل می‌شوند.

 

براندازی نوع دوم اتفاقاً باب میل بسیاری از مسئولین نیز هست. البته آمار رسمی نداریم ولی طبق تجربه زیسته، عملکرد بسیاری از مسئولین با صیانت از اسلامیت این کشور سازگار نیست.

 

شاید به همین دلیل باشد در اغتشاشات مختلف، خصوصاً اغتشاشات اخیر، تعداد زیادی از مردم عادی به همراه نیروهای نظامی شهید شدند اما به ندرت کسی از مسئولین به شهادت می‌رسد. مردم کشته می‌شوند چون مردم در حال صیانت از انقلاب اسلامی هستند نه مسئولین.

 

اصلا چرا مسئولین باید کشته شوند وقتی مشغول براندازی نرم کشور هستند؟

 

به نظر من تنها کسی که می‌توانست با براندازی نوع دوم مقابله کند جلیلی بود. قالیباف توان چنین کاری ندارد. حتی رییسی هم نداشت.

 

#توسعه

#نوسازی

#مدرنیزاسیون

  • Oceanus

 

۱. جمعیت ایران به سمت پیری می‌رود و میانگین جمعیت مردم ایران ظاهراً از ۳۲ سال عبور کرده است. از نظر جمعیت‌شناسی سیاسی، هرچه جامعه پیرتر شود، امکان انقلاب کمتر می‌شود.

دولت پزشکیان به نوعی نقش سوپاپ اطمینان را بازی می‌کند تا جامعه‌ی ایران پیرتر شود و احتمال انقلاب به حداقل برسد.

همچنین با افزایش سن، میزان مشارکت در انتخابات نیز افزایش پیدا می‌کند.

 

۲. یکی از مشکلات اصلی براندازان در اغتشاشات ۱۴۰۱، فقدان رهبری قدرتمند بوده است.

با حضور اصلاح طلبان در قدرت، رهبران بالقوه فعلی، تحت فشار امور اجرایی و در جایگاه پاسخگویی قرار می‌گیرند و احتمالا جایگاه آنان بیش از پیش مخدوش می‌شود و این مشکل جریان برانداز، امتداد می‌یابد.

 

۳. علیرغم همه‌ی تلاش‌های دولت رییسی، در وضعیت فعلی مشکلات عمیقی داریم و این مشکلات گریبان دولت پزشکیان را خواهد گرفت.

 

از مطالب برخی نویسندگان جریان غربگرا نیز چنین بر می‌آید که تازه فهمیده‌اند در چه مخمصه‌ای افتاده‌اند.

 

۴. با توجه به مخمصه‌ای که دولت پزشکیان در آن افتاده است، آن‌ها نیازمند یارگیری فراوان هستند اما با توجه به مواضع شخص پزشکیان و افرادی مانند ظریف، جریان اصیل مذهبی به سمت پزشکیان نخواهد رفت و شاهد هستیم مذهبی‌هایی که تا کنون سعی می‌کردند وسط بازی کنند، اندک اندک به پزشکیان می‌پیوندند.

نتیجه آنکه صحنه‌ی نبردهای اجتماعی در حال آشکارتر شدن است.

 

به نظرم دوران پزشکیان، بهترین دوره زمانی برای ضربه زدن به جریان باطل است. جمع براندازان و منحرفان و محرمات امنیتی و صورتی‌ها و منافقان و... جمع است.

 

 

نتیجه آنکه پیروزی پزشکیان اگرچه احتمالاً موجب ضربه‌های اقتصادی فراوانی به کشور می‌شود اما ثمرات فرهنگی و معرفتی فراوانی برای جامعه می‌تواند داشته باشد. با این اوصاف به نظر من عملکرد شورای نگهبان چندان بد هم نبوده است. البته این صرفا یک فرضیه است و سنجش صحت آن، توسط انتخابات بعدی معلوم می‌شود.

 

#جمعیت_شناسی_سیاسی

  • Oceanus

 

به این سخنان جلیلی دقت کنید:

 

«آنها که برای زنان شعار می‌دهند چرا زن روستایی و عشایر را نمی‌بینند. اینها با همه مشکلات چقدر به تولید و فرهنگ کشور خدمت می‌کنند.»

 

این نوع صحبت کردن جلیلی راجع به خود روستا و جهش روستا و خیلی موارد دیگر هم صدق می‌کند. جلیلی به جای اینکه اینطوری صحبت کند، می‌توانست بگوید:

۱. زن روستایی مورد تبعیض قرار گرفته است.

۲. زن روستایی مورد بی عدالتی قرار گرفته است.

۳. زن روستایی دچار محرومیت است.

۴. زن روستایی تحت ظلم و ستم قرار گرفته است.

 

 

جلیلی می‌توانست با بلند کردن علم عدالت خواهی، از گزاره‌هایی مشابه گزاره‌ی ۱ تا ۴ برای موضوعات مختلف استفاده کند.

 

اما چرا این کار را نکرد؟

 

شاید بگویید که استعداد ادبی ندارد، اما چیزی که من از جلیلی دیدم، این بود که استعداد بالایی داشت. 

در دور دوم انتخابات هم کمی از این ادبیات استفاده کرد و تنور انتخابات کمی داغ‌تر شد.

 

به نظرم پاسخ این است که جلیلی از بعضی مشکلات حاد مملکت خبر داشت و نمی‌خواست با شعارهایی که توقع مردم را بالا می‌برد، قدرت را به دست بگیرد.

 

انشاالله در مطالب بعدی به برخی مشکلات کشور اشاره می‌کنم. مشکلاتی که باعث می‌شد جلیلی رغبت چندانی به ریاست جمهوری نداشته باشد.

 

چه بسا این انتخابات تله‌ای برای جریان غربگرای کشور بود!

  • Oceanus

 

 

در انتخاباتی که گذشت، چه در دور اول و چه در دور دوم، انسان‌های بزرگی از جلیلی حمایت کردند. 

اما این انسان‌های بزرگ تقریباً همگی روی نیمکت نشسته بودند.

تیم اصلی که در میدان، برای جلیلی بازی می‌کرد، افرادی مانندی حسین دارابی و سعدیسم و مهدی جمشیدی و ... بودند.

حتی اگر افرادی مانند ثابتی و رسایی و نبویان را درجه یک حساب کنیم، باز هم یک تیم الف و درجه یک از این افراد نداشتیم.

 

البته جوان گرایی خوب است و واقعا امیدوارکننده است، اما از بزرگان و قدیمی‌هایی که با ما همفکر هستند نیز باید استفاده می‌شد.

 

چرا جلیلی نتوانست از این بزرگان که حامی او بودند استفاده کند؟!

 

به نظرم علت اصلی این است که جلیلی در این انتخابات، با ادبیات تکنوکرات‌ها ظاهر شد. 

نمی‌خواهم بگویم جلیلی تکنوکرات‌ است، نه ولی ادبیاتش تکنوکراتی بود.

به همین دلیل بود که خیلی ها آمدند پشت جلیلی و حمایت کردند اما نتوانستند برای او بازی کنند.

 

این مطلب ادامه دارد.

 

 

#گفتمان

  • Oceanus

 

 

ماجرای اجماع نامزدها بر یک نفر، محصول یک نگاه از بالا به پایین است. 

این نگاه مبتنی بر این است که مردم جامعه مانند سرباز منتظر هستند که ببینند آقایان روی چه کسی اجماع می‌کنند و به او رأی بدهند.

در حالی که مردم جامعه این چنین نیستند. در حالی که این نگاه غلط است و ما را از فهم بسیاری از تفاوت‌های مردم در جامعه ناتوان می‌سازد.

 

این نگاه بالا به پایین می‌تواند باعث سلب مسئولیت از مردم شود، مردم را دچار تردید کند. مردم نمی‌دانند جلیلی بالاخره می‌ماند یا نمی‌ماند. احتمالاً مردم در تبلیغ او دچار تردید می‌شدند. احتمالاً افراد بسیاری که می‌توانستند مبلغ جلیلی باشند، به دلیل تردید، از تبلیغ جلیلی منصرف شدند و بعضی هم که به تبلیغ پرداختند، چندان با قوت تبلیغ نکردند.

 

 

در عرض یک هفته با تبلیغ جدی جلیلی، آرای او به حدود ۱۳.۵ میلیون رسید. اگر از حدود سه هفته قبل از مرحله اول، اینچنین جدی تبلیغ می‌کردیم، به نظر شما وضعیت بهتری نداشتیم؟

 

نگویید که اجماع بازی قالیباف و دیگران بود. جلیلی هم وارد این بازی شد. وقتی که به صراحت اجماع را نفی نکرد. وقتی که اطرافیان جلیلی از وقایع و صحبت‌های پشت پرده صحبت می‌کردند. وقتی درخواست‌های عاجزانه‌ی مردم از جلیلی برای باقی ماندن در انتخابات و پاسخ‌های غیرصریح جلیلی را می‌دیدم، دلم به حال خودم و مردم می‌سوخت!

 

#گفتمان

  • Oceanus

 

جلیلی و خیلی از طرفدارانش، اگرچه انسان‌های با فرهنگی هستند اما به نظرم هنوز فرهنگ را نشناخته‌اند و نمی‌دانند چطور باید با آن تعامل کنند.

 

این مسأله چند مصداق داشته است که سعی می‌کنم از ساده به سخت، روزی یک مورد را بیان کنم:

طرح‌هایی مثل بیستکال یا پیامک به ده نفر، ظاهراً خوب هستند اما تقریبا بدون شناخت فرهنگی هستند. چرا؟ چون ما در کشوری با فرهنگ‌های‌ مختلف زندگی می‌کنیم. محاسبه اینکه چه پیامی، در چه قالبی و چگونه و ... به مخاطب منتقل شود واقعا کار سختی است.

 

 

شما به ابزارها و روش های تبلیغاتی جدید نگاه کنید و ببینید تماس و پیامک چه جایگاهی در آن دارد، اینطوری شاید بتوانید راجع به کاری که ستاد جلیلی انجام داد راحت‌تر قضاوت کنید.

 

 

به نظرم این کار‌، پرهزینه و کم فایده بود. علت آن هم ضعف جلیلی و مسئولان ارشد ستاد او در تبلیغات بود. در نتیجه فشار کار به مردم عادی منتقل شد.

 

 

#ارتباطات_ میان_فرهنگی

  • Oceanus