تمرین جامعه‌شناسی

سعی می‌کنم به عنوان یک جامعه‌شناس، پدیده‌های اطرافم را تبیین کنم

تمرین جامعه‌شناسی

سعی می‌کنم به عنوان یک جامعه‌شناس، پدیده‌های اطرافم را تبیین کنم

تمرین جامعه‌شناسی

طلبو
دانشجو
اهل مطالعات جامعه‌شناسی
مشتاق شنیدن و دیدن نقد شما

بایگانی
پیوندها

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تاریخ» ثبت شده است

یکی از قوی‌ترین جریان‌های فرهنگی که در تاریخ ایران وجود داشته است، روحانیت است.

حداقل از زمان صفویه تا امروز، کمتر تحول بزرگی بوده است که روحانیت، بخشی از آن نبوده باشد.

دشمنان هم به این قضیه توجه داشته‌اند و همیشه سعی بر سرکوب روحانیت بوده است.

به شخصه واقعا یک فضای امنیتی شدیدی را در حوزه حس می‌کنم.

فقط در یک نمونه آشکار، در ماجرای تجمع در مدرسه فیضیه، صرفا به خاطر پلاکاردهایی نظیر «استخر فرح در انتظارت» بگیر و ببند راه انداختند.

اخیرا هم شنیدم که برای چند نفر از طلاب مطالبه‌گر، حکم حبس طویل المدت و شلاق صادر کردند. این طلبه‌ها از پاک‌ترین، با اخلاف‌ترین و مودب‌ترین طلابی بودند که می‌شناختم.

چند سال پیش، با این ها همکاری می‌کردم. یه بار زنگ زدند و گفتند خودت رو برای دادگاه ویژه آماده کن، اما ظاهرا معاون دادستان کل قم ورود کرد و پرونده کلا رها شد.

 

این هجمه‌های اخیر علیه روحانیت، که حتی پاش به سکوهای مجازی داخلی هم باز شده، بیشتر به این دلیل است که روحانیت در انتخابات اخیر، از جلیلی حمایت کرد و حتی بعد از انتخابات هم با پزشکیان وفاق نکرد. در حالی سال 92، بسیاری از بزرگان حوزه از حسن روحانی حمایت کردند.

 

کار به جایی رسیده است که دیگر نمی‌توان حق و باطل را مخلوط کرد. بالاخره این دولت، از سویی روند فساد و بی‌بند و باری را به صورت کاملا آشکار در پیش گرفته است و از سوی، در حال غارت و بدبخت کردن مردم است.

 

دولت و روحانیت، به نقطه‌ای رسیده‌اند که جز ستیز و درگیری، هیچ راهی ندارند.

 

 

 

 

 

+ این کانال رو بررسی کنید. البته حوصله نمی‌کنید چون این بنده خدا خیلی سخت و پیچیده صحبت می‌کنه. حالا چرا اینطوری صحبت می‌کنه؟ به نظرم چون اگر یه طوری حرف بزنه که مردم بفهمند، کارش به دادگاه و زندان میافته. eitaa.com/fatemisadr_ir

 

  • Oceanus

 

برخورد چند نماینده با حمید رسایی رو که دیدم، ناخودآگاه یا این مطلب افتادم:

 

 

 

روز شنبه نهم آبان ۱۳۰۴ مجلس شورای ملی به اتفاق آرا به ماده‌واحده انقراض سلطنت قاجاریه و تفویض حکومت به رضاخان سردارسپه به اتفاق آرا در مجلس شورای ملی رای مثبت داد و در پی آن سلطنت قاجاریه پس از ۱۲۹ سال حکومت منقرض شد. 

 

اما رضاخان سردارسپه برای راضی کردن قاطبه وکلای مجلس به تصویب این لایح از خیلی جلوتر شروع به اقدام کرده بود، یعنی تقریبا از اوایل مهر و درنهایت موفق به تصویب آن در روز موعود شد. اما یحیی‌ دولت‌آبادی یکی وکلای مجلس در آن مقطع که در کنار مدرس، مصدق، حسین علا و تقی‌زاده یکی از مخالفان سرسخت این ماده‌واحده بود، در جلد چهارم خاطرات خود از شب قبل از آن روز روایتی قابل تامل دارد؛ شبی که رضاخان سردارسپه نمایندگان را به خانه خود دعوت کرده بود تا مطمئن شود که فردا قطعا رای مثبت خواهند داد. روایت او را می‌خوانیم:

 

 

روز هشتم آبان یکهزار و سیصد و چهار کارکنان سردار سپه در مجلس می‌خواهند، اطمینان کامل داشته باشند که فردای آن روز در موقع رای گرفتن بر خلع قجر و نصب سردار سپه اکثریت کامل خواهند داشت و چون که رای مخفی گرفته می‌شود و معلوم نخواهد بود کی مثبت رای داده است و کی منفی از این رو می‌خواهند از نمایندگان امضا بگیرند که آن‌ها رای مثبت خواهند داد در صورتی که باز هم مشکل است معلوم باشد کی رای مخفی را منفی داده است گرچه امضا مثبت کرده باشد.

 

بدیهی است هیأت‌رئیسه مجلس این تدبیر را برای به دست آوردن رای یک عده‌ای که درباره آن‌ها مشکوک می‌باشند نموده است و الا کارکنان سردار سپه را می‌شناسند و می‌دانند عدد آن‌ها بیش از نصف نمایندگان است این است که ورقه حاضر کرده صورت پیشنهادی را که به آن رای گرفته می‌شود بالای آن نوشته می‌دهند کارکنان خود امضا می‌کنند و در شب هشتم آبان مجلسی در خانه سردار سپه کرده مرکب از یک عده هیأت‌رئیسه مجلس و یک عده از روسای نظام و نظمیه و اشخاصی را از نمایندگان به آن مجلس به عنوان این‌که سردار سپه آن‌ها را خواسته دعوت کرده آن‌جا از آن‌ها امضا می‌گیرند که دیگر مجال گفت‌وگو نبوده باشد نگارنده در این روز به واسطه کسالت مزاج به مجلس نرفته از این موضع اطلاعی ندارم.

 

شب است، ساعت ده در حیاط را می‌زنند صاحب‌منصبی است، می‌گوید: از طرف حضرت اشرف آمده‌ام شما را احضار فرموده‌اند. می‌پرسم: درشکه‌ای، اتومبیلی آورده‌اید؟ می‌گوید: خیر. [می‌گویم] در این وقت شب وسایل نقلیه عمومی مشکل به دست می‌آید و راه دور است چه باید کرد؟ می‌گوید: نمی‌دانم به من امر شده است به شما بگویم فورا بروید به منزل حضرت اشرف. می‌پرسم: شما مامور هستید مرا ببرید؟ می‌گوید: خیر ولی باید مطمئن باشم که رفته‌اید.

 

ناچار روانه شده نزدیک نصف شب است به منزل سردار سپه می‌رسم.

 

اطاق‌ها همه روشن است و جمعی از تجار و کسبه دیده می‌شوند که در اطاق‌ها نشسته یا خوابیده‌اند و این‌ها متحصنین هستند. سر پله عمارت یکی از نمایندگان مجلس از کارکنان سردارسپه دیده می‌شود، مانند قراول ایستاده است. از او می‌پرسم حضرت اشرف کجا هستند، می‌گوید: اندرون. [می‌پرسم] پس کی مرا احضار کرده است؟

 

می‌گوید: بروید در زیرزمین آن‌جا تکلیف شما معین می‌شود. می‌فهمم احضار از طرف سردارسپه حقیقت نداشته است و این تدبیری بوده که از طرف کارکنان سردارسپه به کار رفته ناچار می‌روم به اطاق زیرزمین [می‌روم] جمعی از نمایندگان و صاحب‌منصبان نظام و نظمیه در اطراف نشسته، میزی در وسط است و روی میز ورقه‌ایست.

 

به محض نشستن «یاسایی» نماینده سمنان ورقه را برداشته به دست من داده می‌گوید: امضا کنید. ورقه را می‌خوانم و می‌فهمم مطالب چیست و می‌بینم مابین شصت و هفتاد نفر از یکصد و بیست نفر نماینده آن را امضا کرده‌اند.

 

 دیدن این ترتیب و عنوان غیرواقع احضار شدن از طرف سردار سپه طوری مرا منزجر ساخته است که هر پیش‌آمد ناگواری را بر این حال ترجیح می‌دهم. ورقه را روی میز می‌گذارم.

 

 نماینده سمنان با تشدد می‌گوید: امضا کنید! جواب می‌دهم: اگر رأیی داشته باشم در مجلس شورای ملی می‌دهم نه در این سردابه. می‌گوید: اگر امضا نکنید بد خواهد شد.

 

این‌جا من صدای خودم را بلند کرده می‌گویم: مرا تهدید می‌کنید؟ !از این بدتر برای من چه می‌شود؟ صدای من که بلند شد از اطراف آمدند ببینند چه خبر است. یکی از نمایندگان که در این صحنه رل بزرگی بازی می‌کند با نگارنده دوست و شخص بافتوتی است، میرزاعلی‌اکبرخان داور جای خود را تغییر داده نزدیک می‌نشیند و خیرخواهی می‌کند که اندکی ملاحظه کرده اسباب دردسری برای من فراهم نشود و چون یقین می‌کند امضا نخواهم کرد.

 

 به حاضرین رو کرده می‌گوید: اجازه بدهید با فلانی در باغچه گردش کرده برگردیم. هر دو درآمده نگارنده با وسیله نقلیه یکی از دوستان که اتفاقا می‌رسد خود را به منزل می‌رساند و داور به حوزه‌ای که بوده برمی‌گردد. فردا در مجلس رای خود را خواهد داد. (حیات یحیی، جلد چهارم، تهران: عطار، ۱۳۶۲، صص ۳۸۲-۳۸۱)

 

 

منبع متن:

asriran.com/004eeE

  • Oceanus

امام حسین علیه السلام به خاطر اینکه ما آدم بشویم، از همه چیز گذشت، از جان و مال و خانواده و ... .

ولی بعضی از ما، به خاطر آدم شدن خودمان حاضر نیستیم از بعضی از این چیزها بگذریم!

 

  • Oceanus

یکی از درس‌هایی که از کربلا می‌گیریم این است که دشمن در ضربه زدن به جریان حق هیچ خط قرمزی ندارد.

هر ضربه‌ای که بتواند وارد می‌کند. چیزی که امروز در غزه می‌بینیم.

  • Oceanus

تاریخ یک امر جزئی است. یعنی پدیده‌های تاریخی، اموری منحصر به فرد و دارای زمان و مکان خاص هستند.

وقتی می‌خواهیم پدیده‌های تاریخی را از گذشته به حال بیاوریم و استفاده کنیم، لاجرم باید ابزار فراتاریخی داشته باشیم. این ابزار فراتاریخی، عقل است.

عقل است که به امور کلی می پردازد. عقل قانون کلی تولید می‌کند و ما می‌توانیم با استفاده از عقل، امور جزئی را با هم مقایسه کنیم و یا آن‌ها را تعمیم بدهیم و کلی کنیم.

وقایع تاریخی چیزی بیش از پدیده‌های جزئی نیستند و استفاده از تاریخ تنها از عهده کسانی بر می‍اید که دارای قدرت عقل برای مقایسه و تطبیق امور جزئی باشند. 

 

 

امروزه هم دو جریان جریان عقلی غالب بیش نداریم:

یا فلسفه اسلامی را داریم که ریشه در فلسفه یونان داشته و به تدریج جنبه‌های الحادی آن حذف شد و در عصر صفویه و توسط ملاصدرا به یک نظام فلسفی قدرتمند دینی (به معنای سازگار با دین) تبدیل شد.

 

یا فلسفه‌های الحادی غرب را داریم.

 

تمامی جریان‌های ملی‌گرایانه یا قوم گرایانه امروزین ایران، یا ذیل جریان اسلامی باید اظهار وجود کنند یا ذیل جریان مدرن غربی و راه سومی ندارند.

یعنی اگرچه یک سری نمادهای محدود ملی یا قومی وجود دارد، اما چون فلسفه ندارد، نمی‌تواند نظام اخلاقی و حقوقی و سیاسی و ... تولید کند، لذا یا از بغض غرب می‌رود زیر علم اسلام یا از بغض اسلام می‌رود زیر علم غرب و ... . 

 

 

 

  • Oceanus

ما اگرچه دنیای مدرن را نمی پذیریم، اما دنیای مدرن، دارای نقاط قوتی نیز هست. ما دنیای مدرن را مطالعه می‌کنیم تا نقاط قوت آن را بگیریم و به اندوخته‌های خود اضافه کنیم.

 

اما چرا الباقی اندیشه‌های مهم دنیا را مطالعه نمی‌کنیم؟

۱. ضعف ارتباط و ترجمه موجب شده است که بسیاری از اندیشه‌های موجود در جهان وارد ایران نشود. مثلا منتبع مطالعه فلسفه و عرفان چینی خیلی کمتر از منابع مطالعاتی برای شناخت فلسفه و عرفان کشورهای غربی است.

 

۲. بسیاری از اندیشه‌ها مکتوب نشدند یا اگر شدند، از بین رفتند. برای مثال، از ایران باستان تقریبا هیچ اثر علمی باقی نمانده است و ما اصلا راهی برای دسترسی به دانش و تفکر مردم آن زمان نداریم. (یافته‌های تاریخی ایران یا ذیل اندیشه اسلامی تفسیر می‌شوند یا مدرن)

 

۳. فضای دانش و تفکر در ایران به شدت متأثر از جریان‌های قدرت است و ترجمه‌های علمی، متاثر از همین نزاع است. یعنی همین دنیای مدرن هم به طور کامل برای ما ترجمه نمی‌شود، بلکه غالبا آن قسمت‌هایی ترجمه می‌شود بتواند به اسلام و انقلاب اسلامی آسیب برساند.

  • Oceanus

یکی از وقایع مهم در سیره‌ی امیرالمومنین (علیه‌السّلام)، جنگ‌های آن حضرت بود که می‌توان از نقش آفرینان در جنگ‌ها، نمونه‌هایی برای عصر حاضر استخراج کرد. نمونه‌ی عمار، مالک، طلبه و زبیر برای همه شناخته شده است، لذا به آن‌ها نمی‌پردازم. خوارج هم یک پرونده‌ی خاص و بزرگ داره که شاید در آینده‌ی دور بهش پرداختم.

یکی عناصر مهم در دو جنگ صفین و نهروان، شخصیتی به نام اشعث بن قیس بود. اشعث پدرِ همسرِ پسرِ خلیفه یعنی پدر همسر امام حسن (علیه‌السّلام) بود. اشعث در جنگ صفین، یاران امام علی (علیه‌السّلام) را تحریک به پذیرش حکمیت می‌کرد و اگر او نبود، شاید خوارج تا این حد بر حکمیت پافشاری نمی‌کردند. در حوادث قبل از جنگ نهروان نیز، زمانی که امام علی (علیه‌السّلام) خوارج را متقاعد کرده بودند تا دست از کار خود بردارند و به کوفه بازگردند، اشعث فتنه‌ای جدید ایجاد کرد و خوارج را از دور امام پراکنده کرد، طوری هیچگاه دیگر برنگشتند و جنگ نهروان رخ داد.

 اشعث زمان کیست؟

به نظرم با چیزهایی که گفتم، مشخص است که اشعث کیست، به آن تصریح نمی‌کنم، چون اشعثیان خیلی قبیح هستند و پس‌فردا مشکل حقوقی برای من ایجاد می‌شود.

رویش‌ها:

در ماجرای سقیفه حضرت یاران اندکی داشتند، اما بعد از حدود 25 سال، یاران جدیدی پیدا کردند. بخشی از این یاران، افرادی مثل قیس بن سعد بودند. این‌ها بعد از ماجرای رحلت یا شهادت حضرت رسول (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) به سقیفه رفتند و آن کاری را کردند که نباید میکردند، اما 25 سال بععد، قیس بن سعد که در سقیفه، جوانی خام بود، به پختگی رسید و تحت هیچ شرایطی از ولایت کوتاه نمی‌آمد. کار به جایی رسید که امام حسن (علیه‌السّلام)، صلح با معاویه را قبول کردند، اما قیس قبول نمی‌کرد.

نمونه‌ی دیگری از رویش‌ها، ابن عباس بود که با قدرت علمی خود حقیقتا خوش درخشید. او فرزند کسی بود امام علی (علیه‌السّلام) او را خار و خفیف و ذلیل خوانده بود.

انسان‌های در حاشیه:

از این‌ها که بگذریم، در لشکر امام علی (علیه‌السّلام) افراد بسیاری زیادی بودند که وقتی متوجه حق و حقیقت می‌شدند، ناگهان مانند شهاب سنگی وارد عرصه می‌شدند و می‌درخشیدند و با شهادت، از صحنه خارج می‌شدند.

 

 

 

قسمت بعدی که قسمت آخر باشه رو هم نو.شتم. إن شاءالله فردا ساعت هشت صبح نمایش داده میشه و این بحث تموم میشه.

  • Oceanus

کم بودن مفاهیم و نمونه‌های تاریخی برای تحلیل وضعیت جامعه، ما را دچار نوعی ساده‌انگاری می‌کند. این ساده‌انگاری، نه‌تنها موجب ناتوانی ما از تحلیل شرایط پیچیده‌ی جامعه‌ی کنونی می‌شود بلکه ما را از تحلیل شرایط جامعه‌ی صدراسلام نیز باز می‌‌دارد.

طبق تجربه، تنها دو نمونه‌ی مثبت تاریخی (مالک و عمار) و دو نمونه‌ی منفی تاریخی (ابن زبیر و خوارج) در بین مردم رواج دارد و درحالی نمونه‌های تاریخی مهم‌تر  و بیشتری موجود است. برای پی‌بردن به نمونه‌های تاریخی بیشتر، می‌توان به لحظات حساس و تاثیرگذار  تاریخ صدراسلام مراجعه کرد و نسبت افراد با ولایت را سنجش کرد.

 

  • ماجرای سقیفه:

یکی از وقایع مهم تاریخ صدر اسلام، ماجرای تلخ سقیفه بود که در آن فرمان نبی اعظم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) زمین گذاشته شد و حق امام علی (علیه‌السّلام) غصب شد و افراد مختلفی در آن نقش داشتند. اما نسبت افراد مختلف با این قضیه چه بود؟

  • دسته‌ی اول ابوبکر و عمر بودند که رسما مشروعیت الهی حاکم را قبول نداشتند که البته در دشمنی این دسته با اهل بیت (علیهم‌السّلام) شکی نیست. نمونه‌های عصر حاضر از این افراد، اصلاح‌طلبانی مثل تاجزاده هستند که اصل ولایت فقیه را قبول ندارند و آشکارا به آن تصریح می‌کنند.
  • دسته‌ی دوم انصار بودند که زمینه‌ساز اصلی سقیفه نیز همین‌ها بودند. در دوستی انصار با اهل بیت (علیهم‌السّلام) هم شکی نیست، اما در برخی از برهه‌های تاریخ، حرکاتی ضد اهل بیت (علیهم‌السّلام) انجام دادند. نمونه‌ی عصر حاضر از این افراد، برخی از برادران سپاهی یا منصوب به بیت رهبری هستند که که گاهی اوقات، کاملا همسو با دشمن عمل می‌کنند.
  • دسته‌ی سوم، برخی از بنی هاشم، مانند عباس و عقیل بودند که در کلام ائمّه (علیهم‌السّلام) به عنوان افرادی خار و خفیف و ذلیل و حقیر معرفی شده‌اند که توانایی دفاع از ولایت را ندارند. نمونه‌ی عصر حاضر از این افراد، اکثر اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی هستند که در جلسات شورا، در مقابل حسن روحانی، موش می‌شوند و عرضه‌ی دفاع از ولایت را ندارند.
  • دسته‌‌ی چهارم، افراد توانمند و حاضر در صحنه‌ای هستند که متاسفانه تعدادشان کم بود. افرادی مانند مقداد، سلمان و ابوذر، چنین افرادی بودند. که امام علی (علیه‌السّلام) فرمودند اگر چهل نفر همراشان بود، قیام می‌کردند، احتمالا منظورشان این افراد بود. نمونه‌ی عصر حاضر از این افراد، امثال حسن رحیم‌پور ازغدی هستند که مانند ابوذر در هر  شرایطی از ولایت دفاع می‌کنند و هزینه هم می‌دهند، مثلا آقای رحیم‌پور را از شورای عالی انقلاب فرهنگی بیرون می‌اندازند یا تیریبون نماز جمعه را از او می‌گیرند.
  • دسته‌ی پنجم، افراد بسیاری توانمندی هستند که متاسفانه در ماجرا حضور نداشتند. افرادی مانند جعفر بن ابی طالب و حمزه سیدالشهدا، که طبق روایت امام محمد باقر (علیه‌السّلام)، اگر این دو نفر حضور داشتند، اجازه نمی‌دادند حق امام علی (علیه‌السّلام) غصب شود. نمونه‌ی عصر حاضر از نمونه‌ها، احتمالا افرادی مانند شهید بهشتی و آیت الله مصباح بوده‌اند که خیلی از اوقات، یک تنه کار را پیش‌برده‌اند و از ولایت دفاع کرده‌اند.

 

  • پ.ن1:  بنده به شدت از لقب عمار برای آیت الله مصباح بدم میاد. به نظرم ایشون نقش جعفرِ بن ابی‌طالب را در انقلاب داشتند. البته با این تفاوت که ایشان را شهید نکردند.
  • پ.ن2: به نظر شما، عمار در ماجرای سقیفه، در کجای قضیه ایستاده بود؟
  • پ.ن3: می‌خواستم در این قسمت بحث را تمام کنم، اما نشد. إن شاءالله پاسخ به سوال بالا و ادامه‌ی قضیه، در مطلب بعدی. سعی می‌کنم در قسمت بعدی این موضوع را جمع کنم و به بحث انتخابات برگردم.
  • Oceanus

تاریخ 10 ساله‌ی حکومت نبی اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در مدینه و تقریبا 5 ساله‌ی حکومت امیرالمونین (علیه‌السّلام) از آن جهت اهمیت دارد که امام برحق، به عنوان حاکم، در راس جامعه قرار گرفته است. این مساله موجب می‌شود که معیاری عملیاتی برای سنجش حقیقت‌طلبی و وفاداری افراد نسبت به ولایت و دین داشته باشیم.

این آزمون ولایت مداری 15 ساله در دوران صدر اسلام، نتایج مختلفی در پی داشته است که متاسفانه، تنها تعداد معدودی از آن‌ها به مردم معرفی شده است و مردم به جز دو نمونه‌ی مثبتِ عمار و مالک و دو نمونه‌ی منفیِ ابن زبیر و خوارج، تقریبا با دیگر نمونه‌ها آشنایی ندارند. عدم آشنایی با دیگر نمونه‌ها، موجب به وجود آمدن یک تصور کاریکاتوری از ولایت مداری در جامعه‌ی عصر حاضر شده است. در حالی که ولایت مداری انواع و اقسام مختلفی دارد که برخی از آن‌ها، از ولایت‌مداری عمار هم بالاتر است، اما اکثر مردم با آن آشنا نیستند و یا برخی از شیوه‌های ولایت‌مداری وجود دارد که تفکیک آن از ضدولایی بودن بسیار سخت است و چون نمونه‌های آن به مردم معرفی نشده است، نمی‌توان مردم را به اثرات مثبت و منفی این دسته از افراد آگاه کرد.

إن شاءالله در قسمت بعدی، سعی می‌شود با زبانی ساده، برخی از این شیوه‌های ولایت‌مداری را معرفی کرد.

  • Oceanus

آیا میدانستید در عصر صفوی و قاجار، معتادان را قبل از سحر، با بانگ "چای است و تریاک"* هوشیار می کردند تا آخرین استعمال را داشته باشند!!!

 

 

آیا می دانستید معتادین، برای اینکه در طول روز، مشکلی نداشته باشند، در هنگام سحر، تریاک را به صورت شیاف استعمال می کردند تا در طول روز مشکلی نداشته باشند؟!

 

 

 

منبع: کتاب دین زیسته و زندگی روزانه، ابراهیم موسی پور بشلی

 

* یا عبارت:  آب است و تریاک

  • Oceanus