تمرین جامعه‌شناسی

سعی می‌کنم به عنوان یک جامعه‌شناس، پدیده‌های اطرافم را تبیین کنم

تمرین جامعه‌شناسی

سعی می‌کنم به عنوان یک جامعه‌شناس، پدیده‌های اطرافم را تبیین کنم

تمرین جامعه‌شناسی

طلبو
دانشجو
اهل مطالعات جامعه‌شناسی
مشتاق شنیدن و دیدن نقد شما

پیوندها

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تاریخ صدر اسلام» ثبت شده است

 

 

۱. غزوه بنی قینقاع:

علت جنگ: اهانت به یک زن مسلمان و قتل یک مرد مسلمان

واکنش مسلمانان: تبعید یهودیان بنی قینقاع 

 

۲. غزوه بنی نضیر:

علت: توطئه برای قتل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

واکنش مسلمانان: تبعید یهودیان بنی نضیر

 

۳. غزوه بنی قریظه:

علت: همدستی با کفار در جنگ احزاب

واکنش مسلمانان: قتل بخشی از یهودیان بنی قریظه و اسارت دیگران

 

۴. غزوه خیبر:

علت: توطئه علیه مسلمانان

واکنش مسلمانان: حمله به خیبر، قتل و اسارات بخشی از یهودیان ‌و صلح با بخشی دیگر مبنی بر ترک خیبر

 

۵. فتح مکه:

علت: نقض صبح حدیبیه

واکنش مسلمانان: فتح مکه

 

 

جمع‌ بندی:

واکنش جامعه‌ی اسلامی در مقابل تعرضات دشمنان باید بسیار شدید باشد و صرفا به مقابله به مثل اکتفا نشود.

حتی کانون‌های توطئه نیز باید از بین بروند.

  • Oceanus

در کربلا امام حسین علیه السلام را شهید کردند.

اما بسیاری از شیعیان و مسلمانان حواسشان بود که در تله جنگ با یزید نیفتند!

  • Oceanus

امام حسین علیه السلام به خاطر اینکه ما آدم بشویم، از همه چیز گذشت، از جان و مال و خانواده و ... .

ولی بعضی از ما، به خاطر آدم شدن خودمان حاضر نیستیم از بعضی از این چیزها بگذریم!

 

  • Oceanus

یکی از درس‌هایی که از کربلا می‌گیریم این است که دشمن در ضربه زدن به جریان حق هیچ خط قرمزی ندارد.

هر ضربه‌ای که بتواند وارد می‌کند. چیزی که امروز در غزه می‌بینیم.

  • Oceanus

قال المسعودی: «.. و کان رسول اللّه «صلى اللّه علیه و آله» بعد أن قتل جعفر بن أبی طالب الطیار بمؤتة من أرض الشام، لا یبعث بعلی فی وجه من الوجوه إلا و یقول: رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ‏[1]»[2].

بعد از شهادت جناب جعفر بن ابی طالب در جنگ موته، رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله)، امام علی (علیه‌السّلام) را به جایی نمی‌فرستادند، مگر این که این آیه از قرآن را می‌خواندند: «پروردگارا! من را تنها مگذار و تو بهترین وارثانی!»

و نقول:

إن هذه الکلمة تعنی: أن جمیع من کان حول رسول اللّه «صلى اللّه علیه و آله»، ممن تدّعى لهم المقامات و الکرامات، لا یفید، و لا یؤثر فی رفع الوحدة عن رسول اللّه «صلى اللّه علیه و آله»، و لیس فیهم من یصلح أن یکون استمرارا له «صلى اللّه علیه و آله».

و علی وحده هو الذی یصلح لوراثته «صلى اللّه علیه و آله»، لأنه هو الذی یحمل میزاته و صفاته، و سائر مکنوناته، و یعکس صورته الحقیقیة، و یذکر الناس به، بکل ما لهذه الکلمة من معنى .. تماما کما کان یحیى یمثل زکریا فی حقیقته و فی إنسانیته، و هو استمرار له فی کل وجوده.[3]

معنای این مطلب این است که همه‌ی آن‌هایی که اطراف رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) بودند و ادعای مقام و کرامات برای آن‌ها می‌شد، حضورشان تنهایی آن حضرت را بر طرف نمی‌کرد و تنها کسی که شایستگی جانشینی ایشان را داشت، امیرالمونین علی (علیه‌السّلام) بودند. آیه‌ای هم که رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله) می‌خوانند، همان آیه‌ای است که به دعای حضرت زکریا (علیه‌السّلام)، برای صاحب فرزند و وارث‌دار شدن دلالت دارد.

 

[1] ( 1) الآیة 89 من سورة الأنبیاء.

[2] ( 2) مروج الذهب ج 2 ص 434.

الصحیح من سیره امام علی (علیه‌السّلام)، ج5، ص 190

[3] الصحیح من سیره امام علی (علیه‌السّلام)، ج5، ص 190-191

  • Oceanus

 

ابوبکر و عمر، با اینکه همکاری وثیقی با یکدیگر داشتند، اما سیره‌ی عملی متفاوتی داشتند، طوری که این سیره، به یک قاعده‌ی تاریخی تبدیل شده است. ابوبکر به صلح و آرامش میل داشت و عمر به جنگ! [1]

 

 

[1] الصحیح من سیره امام علی (علیه‌السّلام)، ج5، ص 209

  • Oceanus

در یک نقل تاریخی به نقل از عمر بن خطاب آمده است: (ترجمه روان و آزاد)

عمر بن خطاب: «ما در روز اُحُد با نبی اعظم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) بیعت کردیم که فرار نکنیم و اگر کسی فرار کند، گمراه است و اگر کسی کشته شود، شهید»

(خلاصه ماجرا از خودم: اما به غیر از امیرالمونین (علیه‌السّلام) همگی فرار کردند، در این حین، امیرالمونین (علیه‌السّلام) به عمر و دیگر کسانی که فرار می‌کردند رو می‌کنند)

عمر بن خطاب « علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) گفت: کجا می‌روید؟ به سمت آتش جهنم فرار می‌کنید! ... بیعت کردید سپس بیعت خود را شکستید، به خدا قسم شما نسبت به کفاری که می‌کُشَم به قتل اولی‌ترید!»

منبع:

بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏20، ص: 53

تفسیر القمی، ج‏1، ص: 115

البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 682

 

وقتی این ماجرا را خواندم، با خودم گفتم این انقلابی‌نماها که در صفوف انقلابیون نفوذ کرده‌اند و در مواقع سختی از پذیرش هزینه‌ی انقلابیگری فرار می‌کنند، اولی به مقابله و مواجه هستند.

  • Oceanus

بخشی از نامه‌ی امام على (علیه‌السّلام) به فرماندهان سپاه‏

بسم اللّه الرحمن الرحیم از بنده خدا على، امیر مؤمنان:

... حق شما بر من آن است که جز اسرار جنگى، رازى را از شما پنهان ندارم و جز در حکم شرعى، کارى بى مشورت شما نگذرانم و پرداخت حقوقى را که شایسته شماست به عهده تأخیر نیفکنم...

 

پیکار صفین، ص 150

  • Oceanus

کنا عند أبی جعفر «علیه السلام»، فذکرنا ما أحدث الناس بعد نبیهم‏ «صلى اللّه علیه و آله»، و استذلالهم أمیر المؤمنین «علیه السلام»، فقال رجل من القوم: أصلحک اللّه، فأین کان عز بنی هاشم و ما کانوا فیه من العدد؟!

فقال أبو جعفر «علیه السلام»: و من کان بقی من بنی هاشم؟ إنما کان جعفر و حمزة فمضیا، و بقی معه رجلان ضعیفان ذلیلان، حدیثا عهد بالإسلام: عباس، و عقیل. و کانا من الطلقاء.

أما و اللّه، لو أن حمزة و جعفرا کانا بحضرتهما، ما وصلا إلى ما وصلا إلیه، و لو کانا شاهدیهما لأتلفا نفسیهما»

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏8، ص: 189 , 190

ترجمه روان و آزاد:

راوی می‌گوید نزد امام محمدباقر (علیه‌السبلام) نشسته بودیم و از وقایعی که بعد از نبی اعظم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) رخ داد و اینکه امیرالمونین (علیه‌السّلام) را رها کردند بحث کردیم. یکی از افراد خطاب به امام گفت: خدا خیرت بده، عزت و اقتدار بنی‌هاشم کجا بود که اینطوری شد؟

امام محمد باقر (علیه‌السّلام) فرمودند: «از بنی هاشم چه کسی مانده بود؟ آن‌هایی که اقتدار داشتند، حمزه و جعفر بودند که شهید شدند، دو تا از بنی هاشم همراه امیرالمونین (علیه‌السّلام) باقی ماندند که که ضعیف و ذلیل بودند یعنی عباس و عقیل، که این دو نفر تازه مسلمان شده بودند و از آزادشدگان در روز فتح مکه بودند.

اگر حمزه و جعفر حضور داشتند، آن دو نفر یعنی ابوبکر و عمر، به خواسته‌ی خود نمی‌رسیدند، و اگر شاهد آن ماجرا بودند، ابوبکر و عمر را از بین می‌بردند.»

 

 

 

  • Oceanus

چند وقتی هستش که با آثار علامه سید جعفر مرتضی عاملی آشنا شدم. وقتی کتاب‌های ایشون رو می‌خونم، دائم در دلم برای ایشان دعا می‌کنم. کتاب "امام علی (علیه‌السّلام) و خوارج ایشون غوغا است. یک دایره‌المعارف کوچک و کامل از خوارج است. الآن هم مشغول کتاب "الصحیح من سیرة امام علی (علیه‌السّلام)" هستم. گاهی اوقات تحلیل‌هایی می‌کنند که عمق نگاه و درک سیاسی ایشون رو نشون میده. یکی از این تحلیل‌ها رو میارم:

 

ایشون در جلد یک از کتاب "الصحیح من سیرة امام علی (علیه‌السّلام)"، ص 102،به تفاوت رفتاری پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امام علی (علیه‌السّلام) اشاره می‌کنند و می‌گویند پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) کسی را نمی‌کشت ولی امام علی (علیه‌السّلام) می‌کشت. علت این کار را این می‌دانند که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رهبر و محور امت بودند و اگر کسی را می‌کشتند، باعث ایجاد نفرت و کینه نسبت به ایشان می‌شد، لذا برای جلوگیری از این کار، امام علی (علیه‌السّلام) کارهای خشن مانند قتل را انجام می‌دادند و اینگونه نفرت‌ها و کینه‌ها متوجه امام علی (علیه‌السّلام) می‌شد نه پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله).

 

 

اما در جامعه‌ی ما متاسفانه خیلی از مسئولین، نه‌تنها هزینه‌ی کارهای هزینه ساز را به جای رهبری به دوش نمی‌گیرند، بلکه هزینه‌ی کارهای خود را نیز به دوش رهبری می‌اندازند. یک نمونه‌ی آن بحث صحبت‌ها آقای فتاح در تلویزیون بود، که پای سپاه و مدرسه‌ی حدادعادل اومد وسط و اون حضرات گند زدن. لذا وقتی آقای فتاح دید که هزینه‌ی کار غلط سپاه و حدادعادل داره میافته گردن رهبری، اومد گفت اشتباهات من ناقص بوده و من اشتباه کردم!

در این ماجرا، فتاح هزینه را به خود جلب کرد، حدادعادل و سپاه، هزینه را گردن رهبری انداختند.

  • Oceanus