یادداشت‌های شخصی بنده

یادداشت‌های شخصی بنده

یک طلبه
که دانشگاه هم رفته
اهل مطالعات علوم اجتماعی
مشتاق شنیدن و دیدن نقد شما
**********
«توضیحات در بخش "درباره‌ی بنده"»

وقتی یه سری تفاوت ها که ما اون ها رو ناهنجاری میدونیم، به فرهنگ تبدیل میشن، دیگه نمیشه مثل قبل باهاش برخورد کرد. این به این معنا نیست که بیخیال اون ناهنجاری بشیم، بلکه باید مقابله مون هم فرهنگی بشه.

برای مثال الان بدحجابی برای قسمتی از جامعه، به فرهنگ تبدیل شده، این یعنی نمیشه مثل مجرم باهاشون برخورد کرد، اما به این معنا هم نیست که بیخیال بشیم. باید با روش های نرم جلو بریم.

 

مخالفت با واکسن الان جنبه ی فرهنگی پیدا کرده ولی متاسفانه حکومت مثل مجرم برخورد میکنه و این یعنی هنوز مساله رو نشناخته. همان طور که این برخوردها در مساله ی حجاب جواب نداد، در مساله ی واکسن هم جواب نخواهد داد.

  • Oceanus

یک کار فوری پیش آمد و حدود ساعت 3 بامداد از شمال حرکت کردم به سمت کرج. از سمت جاده کلاردشت.

کلی سگ کنار جاده خوابیده بودن و بعضا بیدار بودن و برای ما پارس می کردن.

وقتی اون سگ های خواب رو می دیدم، حقیقتا به حالشون غبطه میخوردم که چرا من نمی تونم مثل اونا بخوابم.

یه ذره که جلوتر رفتم، به خودم گفتم حقیقتا از سگ هم پست تری که به حال این سگ ها غبطه میخوری!

تو آدمی و کارهای مهم تری داری!

  • Oceanus

از منظر مسکویه، مسئولیت جذب و دفع امور لازم برای حیات، ابتدئا بر عهده ی  نفس نباتی است.

نفس نباتی باید توسط نفس انسانی کنترل شود و الا به خودش و دیگران ضرر می زند.

 

این مساله نشان می دهد که ما علاوه بر فرهنگ سازی در زمینه ی سرمایه گذاری، نیازمند قوانین بسیار سختگیرانه نیز هستیم، چرا که نفس نباتی، یکی از بی شعورترین مراتب وجودی انسان است و اگر کنترل آن از دست نفس انسانی خارج شود، جز زبان چماق، چیز دیگری نمیفهمد.

  • Oceanus

درد فراق

۰۷
آبان

بحمد الله صاحب یک فرزند دیگر شدیم. 

دختر بزرگترمون که حدودا یک سال و هشت ماه داره، خیلی ناراحت شده بود. اون یکی دو روز اول، وقتی همسرم بچه‌ی کوچک‌ترمون رو میخواست ببره توی اتاق و پوشکش رو عوض کنه، دختر بزرگ‌ترمون، چنان ناله و فریاد میزد که فقرات دعای کمیل، ابوحمزه و عرفه میومد جلوی چشمم.

یعنی دوست نداشت خانومم با اون بچه تنها باشه و حس می‌کرد یکی دیگه جاشو گرفته.

من و امثال منم هیچ باکی نداریم که از چشم خدا بیافتیم و یکی دیگه جای ما رو بگیره.

  • Oceanus

پیشگفتار:

اول مبانی مسکویه را می‌نویسم بعدا نتایج. اگر حال ندارید، اول نتایج را بخوانید، اگر دیدید جالبه، برگردید به مبانی.

 

مبنای اول: تشکیک در وجود انسان

از نظر مسکویه، انسانی دارای مراتبی مختلف است که همزمان همه را دارد:

1. مرحله‌ی جماد(اجسام بی‌جانی مثل سنگ)

2. مرحله‌ی نبات (گیاهان)

3. مرحله حیوان ( همین حیوانات خودمون)

4. مرحله انسانی (که مرحله‌ی خاص انسان است. عنوان عالم عقل هم بهش میدن.)

 

الان با مرحله‌ی حیوان کار داریم. مسکویه میگه مرحله‌ی حیوان هم خودش دارای مراتب است:

1. مرتبه‌ی اول حیوانی: حرکت (برای جذب غذا و منابع) یعنی اگر گیاه راه بیافته و برای غذا اینور و اونور بره، دیگه گیاه نیست، میشه حیوان.

2. مرتبه‌ی بعدی: جفت‌گیری و آمیزشه. 

3. مرتبه‌ی بعدی: بحث جنگ و ستیز و غلبه بر دیگر حیوانات است. (از نظر مسکویه، حیواناتی که وحشی‌تر هستند و سلاح دارند، در مرتبه‌ی بالاتری قرار دارند.)

4. مرتبه‌ی بعدی: بحث تقلید و یادگیری است.(یعنی برترین حیوانات، این ویژگی را دارا هستند.)

اگر حیوان یک مرتبه بالاتر بیاید و تعقل بکند، دیگر حیوان نیست، بلکه انسان شده است.

 

مبنای دوم: توجه

از نظر مسکویه، اگر انسان به مراتب انسانی خودش توجه نکنه، تو همون مرتبه‌ی حیوانیت می‌مونه. برای اینکه انسانیت انسان، بالفعل بشه، باید دائم به امور انسانی بپردازه و امور حیوانی و گیاهی، تنها در حد ضرورت بمونه.

 

 

 

 

حالا بحث ورزش حرفه‌ای:

برای اکثر مردم که بعد انسانیشون رشد نکرده و مرحله‌ی حیوانیشون قوی‌تره، ورزش‌های پر از درگیری و زد و خورد جذاب‌تره. یعنی هر چی بعد غلبه و درگیری بیشتر بشه، اون ورزش جذاب‌تر میشه.

 

یکی از دلایل اینکه ورزش بانوان خیلی جذاب نیست، اینه که وحشی‌بازی و درگیری در ورزش زنان کمتر است.

 

حالا اومدن برای جذابیت ورزش زنان، عنصر سکس رو هم وارد ورزش کردن. با این حال باز هم ورزش بانوان به جذابیت ورزش آقایون نمیرسه، چون عنصر سکس، در مرتبه‌ی پایین‌تری نسبت به خشونت قرار داره.

 

 

با توجه به اینکه در بیشتر رشته‌های ورزشی، خشونت و سکس حرف اول را می‌زند، یعنی بعد حیوانی انسان غلبه دارد و وقتی بعد حیوانی انسان غلبه دارد، توجه به امور انسانی و ارزش‌های والای اخلاقی کم می‌شود. در نتیجه اخلاق ورزشی، تنها در حد یک شوخی باقی می‌ماند.  قوانین سخت‌گیرانه در رشته‌های ورزشی هم ناشی از همین مطلب است. (اخلاق در حاشیه‌ی ورزش قرار دارد.)

 

 

 

  • Oceanus

یه سری دروغ ها هست که بهشون میگن دروغ آماری. برای آشنایی با این مطلب می تونید کتاب "چگونه با آمار دروغ می‌گویند" را مطالعه بفرمایید. کتابی کم حجم و مفید است. لب مطلب اینکه با آمار و ارقام (بدون اینکه عددها را دستکاری و جابجا کنن) واقعیت را طور دیگری نشان می‌دهند. مثال ساده‌ش اینه که وقتی می‌بینن آمار بیکاری زیاد شده، میان تعریف شغل رو عوض می کنن و هرکسی که یک ساعت در هفته کار داشته باشه رو هم شاغل حساب می کنن و اینطوری شق القمر میکنن و آمار بیکاری کم میشه.

 

حالا  در بحث آمار واکسن هم چنین دروغی رخ داده. دروغش کجاست؟ دروغش اینجاست که اینا در اوج پیک پنجم و حتی شاید بعد از آن، نسبت به واکسیناسیون گسترده‌ی مردم اقدام کردن (تا قبلش هم واکسن بود ولی خب خیلی کمتر بود.) شرط واکسن زدن هم این بود که موقع تزریق واکسن، شخص مورد نظر، کرونا نداشته باشه. همین قید باعث دروغ آماری میشه. احتمالا الان می‌پرسید چطوری؟ پاسخش اینه که:

ما تا الان چهارتا موج داشتیم و وسط پنجمی بودیم و اکثر این هایی که واکسن رو دریافت کردن، جزو کسایی بودن که تو این چهار تا موج و بخشی از موج پنجم یا مقاومت کردن یا قبلا گرفتن و خوب شدن. یعنی این احتمال وجود داره که تا الآن کسانی واکسینه شدن که خودشون مقاومت بالایی داشتن و اصلا نیازی به واکسن نداشتن و  مسئولین وزارت بهداشت، مقاومت این افراد رو به پای واکسن حساب کردن.

 

خب کی میشه به آمار مسئولین اعتماد کرد؟ ان شاءالله اگر تا قبل از موج ششم و در شرایط عادی، تعداد زیادی واکسینه بشن، طوری که افراد مقاوم گزینش نشوند، بعد از موج ششم می‌توان راجع به تاثیر واکسن قضاوت کرد. (فراهم کردن این شرایط بسیار سخت است.)

  • Oceanus

یکی از اشتباهات بزرگ و ناشی‌گری‌های آقای رییسی، دادن وعده‌هایی بود که به این زودی‌ها محقق نمیشن. متاسفانه مشاوران و اطرافیان نابلد، به ایشنا نگفتند که این حرف‌ها را نزن. 

قرار بود ایشان برنامه داشته باشد. قرار بود برنامه‌ی دیگران سابقه‌ی ایشان باشد، لکن بعد از گذشت مدت‌ها، تازه امروز رییس بانک مرکزی معین شد و هنوز تکلیف بسیاری از مناصب ریز و درشت مشخص نیست.

  • Oceanus
  • Oceanus

کما

۰۵
مهر

از اواسط مردادماه رفتم زیر آواری از مشکلات:

از همان روزی رفتم زیر آوار که که بحث کرونای والدین بنده و فوت مادرم شروع شد و همزمان مشکلات دیگری مثل اسباب کشی و کارهای شهرداری و محضر و تعمیرات منزل جدید هم رخ داد و باز هم همزمان یک سری امتحان داشتم و البته یک سری چیزهای دیگه که فعلا نمیشه گفت و باید ایام بگذرد.

 

در این ایام کارهای پایان نامه‌م و خیلی از مطالعاتم کلا خوابید. وبلاگ هم تقریبا خوابید. کارهای فرهنگی دیگری که با دوستان انجام می دادم هم تقریبا خوابید. الان یکی دو روزی هست که سرم خلوت شده و برگشتم به روال سابق.

 

 

امروز بعد از ظهر خوابیده بودم. تو خواب دیدم جنگ شده و ناگهان من مصدوم میشم و به کما میرم. توی خواب به مدت طولانی در کما بودم و میدونستم در کما هستم. وقتی به هوش میام، همسرم بالای سرم بوده و ازش می پرسم چه مدت در کما بودم. میگه یک ماه!

توی خواب از ناحیه ی کمر به شدت درد میکشیدم و فهمیدم که از ناحیه ی کمر آسیب دیده بودم.

تلفن رو برداشتم تا به بعضی ها زنگ بزنم و ببینم در این یک ماه چه گذشته که ناگهان از خواب بیدار میشم.

 

 

این خواب نمایشی از این ایام من بود که انگار کمرم شکسته بود و از همه‌ی کارهای مهمی که باید انجام میدادم ناتوان شده بود.

 

 

به حول و قوه الهی با قدرت به میدان جنگ نرم باز می‌گردم.

 

  • Oceanus

طبق برخی از نقل ها، سه روز بعد از قتل عثمان، و در روز 18 ذی الحجه مردم با امیرالمومنین علی علیه السلام بیعت کردند. یعنی دوبار با امیرالمونین علیه السلام بیعت شد و هر دو بار، در روز عید غدیر بود.

 

طبق برخی نقل های دیگر، بیعت مردم با امیرالمومنین علیه السلام، یکی دو روزی با عید غدیر اختلاف داشت.

یعنی در هر صورت، قتل عثمان و بیعت دوم مردم با امیرالمومنین علی علیه السلام، همین ایام بوده است.

منبع: کتاب الصحیح من سیره امام علی علیه السلام، نوشته علامه سیدجعفر مرتضی عاملی،  اگر اشتباه نکنم جلد آخر که مربوط به قتل عثمان و بیعت مردم با امیرالمومنین علی علیه السلام است.

  • Oceanus

اخیرا شورای شهر تهران یک گزارشی از دوره شهرداری اقای قالیباف منتشر کرده و مفاسد زیادی رو به ایشون و اطرافیانشون نسبت داده.

 

اصلا کار ندارم شورای شهر داره دروغ میگه یا قالیباف، ولی در هر صورت، اگر رسیدگی قضایی صورت نگیره و دروغگوی واقعی مشخص نشه، آبروی نظام میره و نتیجه ش این میشه که مردم به همه ی مسئولین بدبین میشن.

  • Oceanus

پیش از هر چیزی بگم که با اینکه با آقای رییسی مخالف بودم و به ایشون رای ندادم، اما حالا که ایشون رای آورده، وظیفه‌ی شرعی و انسانی خودم می‌دونم که در آینده، از کارهای درست ایشون حمایت کنم و از کارهای اشتباه ایشون انتقاد کنم و اگرچه مخالف ایشون بودیم، اما قرار  بر عقده‌گشایی نیست و به نظرم منطق خیلی‌های دیگه هم همین باشه.

 

اما قبل از انتخابات:

آقای جلیلی بدون هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای انصراف داد و من شوکه شدم و سردرد گرفتم و تا بعد از انتخابات حالم بد بود. واقعا نسبت به شرکت در انتخابات حالت تهوع گرفتم و به زور خودم رو راضی کردم که اولا بیام رای بدم و دوما رای سفید ندم. (البته الان که به قضیه نگاه می‌کنم، رای سفید کلاسش بیشتر بود :) )

حالا چرا کار آقای جلیلی اشتباه بود:

ایشون با حضورش در انتخابات، یک دوقطبی شدید در بین مذهبی‌ها ایجاد کرد و این دوقطبی صرفا احساسی نبود، بلکه موجب تولید ادبیات‌های دینی و سیاسی جدیدی شد که این دو قطبی حالا حالاها یقه‌ی جامعه را خواهد گرفت. اولا نشانه‌ی این دوقطبی هم این بود که خیلی از طرفداران جلیلی، به رییسی رای ندادن. البته طرفداران آقای زاکانی هم خیلی‌هاشون به رییسی رای ندادن. برای درک این مطلب به دو نمودار زیر دقت بفرمایید:

 

 

طبق این دو نمودار، انگار تمام آرای جلیل و زاکانی، سرریز شده تو سبد رضایی و همتی. خود ایپسا پیش‌بینی کرده بود که با انصراف جلیلی و زاکانی، آرای رییسی به 70% برسه، اما نرسید. 

 

اگر رییسی و اطرافیانش تا دو سال آینده نتونن این بخش رو قانع کنند، احتمالا در انتخابات مجلس، با مشکلاتی مواجه خواهند شد.

 

 

 

اما بعد از انتخابات:

ما در حالت عارفانه نشستیم و مشغول امور شخصی هستیم:

 

دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس

نسیم روضه شیراز پیک راهت بس

دگر ز منزل جانان سفر مکن درویش

که سیر معنوی و کنج خانقاهت بس

وگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دل

حریم درگه پیر مغان پناهت بس

به صدر مصطبه بنشین و ساغر می‌نوش

که این قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس

زیادتی مطلب کار بر خود آسان کن

صراحی می لعل و بتی چو ماهت بس

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد

تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

هوای مسکن مألوف و عهد یار قدیم

ز رهروان سفرکرده عذرخواهت بس

به منت دگران خو مکن که در دو جهان

رضای ایزد و انعام پادشاهت بس

به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ

دعای نیم شب و درس صبحگاهت بس

 

 

البته طرفداران آقای رییسی باید خیلی تلاش کنند، چون با پشتوانه‌ی مردمی پایین ایشون، قطعا با بحران‌های جدی روبرو خواهند شد. حتی مسائلی کوچکی مثل ورود بانوان به ورزشگاه نیز می‌توان برای اشان بحران ایجاد کند.

 

 

 

 

  • Oceanus


اینایی که میگن اگر سال 92 جلیلی انصراف میداد، قالیباف رای می آورد، آیا به این مطلب هم فکر کرده اند که اگر قالیباف رای می اورد و گند فساد امثال عیسی شریفی در ریاست جمهوری در میومد، چقدر بدتر میشد.

در حقیقت جلیلی با جلوگیری از ریاست جمهوری قالیباف، آبروی جریان انقلاب را خریده بود.

  • Oceanus

بعد از اینکه گند ستادها و اطرافیان رئیسی در اومد، بعضی‌ها گفتن خب اطراف جلیلی هم آدم‌های ناجوری هستن. می‌پرسیم مثلا کیا؟! میگن عدالتخواه‌ها!

اما چند نکته راجع به عدالتخواه‌ها:

1. این بیچاره‌ها مگه چیکار کردن؟!

2. احیانا اگر چندتاشون کار بد کردن، الان اون چندتا، اطراف جلیلی هستند؟! مسلما نه، الان بیشتر عدالتخواه‌هایی که میشناسم، جلیلی رو قبول ندارن.

3. برفرض که همه‌ی عدالتخواه‌ها آدم‌های بدی باشن و به اصطلاح خوارج زمان باشن. اما این نکته را نباید فراموش کرد که خوارج از مفسدین اقتصادی و مافیای سیاسی، بهتر هستند، طوری که امیرالمومنین (علیه‌السّلام) و امام حسن (علیه‌السّلام) با خوارج متحد شدند، اما هیچگاه با جریان‌های مافیایی و مفسد مانند طلحه و زبیر و معاویه متحد نشدند. علت این امر ممکن است این باشد که خوارج حق و حقیقت را گم کرده بودند و امکان هدایت آن‌ها وجود داشت، کما اینکه اکثریت آن‌ها توبه کردند، اما جریان‌های مافیایی و مفسد، با اینکه حق و حقیقت را می‌شناسند، به دشمنی با آن می‌پردازند، لذا امید چندانی به هدایت آن‌ها وجود ندارد.

 

 

 

بیاید به جلیلی رای بدیم و یک بار برای همیشه، مافیای چپ و راست رو از صحنه خارج کنیم.

  • Oceanus

با توجه با افراد تایید صلاحیت شده در انتخابات 1400، برای خیلی‌ها این سوال پیش آمده است که چطور افرادی که این همه سال در نظام اسلامی سابقه داشته‌اند، تایید نشده‌اند؟! اگر قرار است قانون اجرا شود، خیلی از افرادی دوره‌های قبلی تایید صلاحیت شدند، مثل حسن روحانی، نباید تایید صلاحیت می‌شدند. اگر در آن دوره‌ها، قانون اجرا شده است، پس در این دوره بی‌قانونی شده است که بسیاری از افراد با همان شرایط، یا شرایط بهتر، تایید صلاحیت نشده‌اند.

به نظر من در انتخابات‌های 92 و 96 بوده است که قانون اجرا نشده است چراکه شخصی مثل حسن روحانی، همان سال 92 هم شرایط ریاست جمهوری را نداشت. مفاسد حسن روحانی و اسحاق جهانگیری در چهار سال دولت یازدهم هم به قدری زیاد بود که شورای نگهبان بتوانند آن دو را رد صلاحیت کنند.

اما یک سوال: آیا مصلحت سنجی و انجام عمل خلاف قانون برای مجاز است؟

قانون ما قانون کاملی نیست و ممکن است در برخی مواقع به بن بست بخورد، لذا در قانون پیش‌بینی شده است که در چنین مواردی، از طریق حکم حکومتی مقام معظم رهبری، خلاف قانون عمل شود. از این دست موارد هم در طول عمر جمهوری اسلامی کم نداشتیم. مواردی مانند شورای عالی سران قوا، دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی، تایید صلاحیت مهرعلی‌زاده و معین در سال 84 و حتی اگر اشتباه نکنم، دادگاه ویژه روحانیت، همگی از مصادیق حکم حکومتی مقام معظم رهبری هستند که قانونی برای آن‌ها نداریم. حالا اگر فرض کنیم در سال 92 و 96 کشور در بحرانی قرار گرفته باشد که مجبور باشد روحانی و جهانگیری را تایید صلاحیت کند، مشکلی نیست.

امّا آیا سال 92 و 96، بحرانی در کار بود؟! شاید بشه گفت بله، بحران بود. بخشی از زیادی از کشور نگاهشون به خارج از کشور و مذاکرات بود و گفتمان انقلابی که نگاهش به داخل باشه (سعید جلیلی) تک و تنها مونده بود و همه‌ی نامزدهای دیگر، او را می‌کوبیدند. بسیاری از بزرگان کشور چه حوزوی و چه دانشگاهی، چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا، همگی چشمشان به خارج بود. بسیاری از همین اصولگراها و به ظاهر مذهبی‌ها، هم‌قلب و هم‌صدای حسن روحانی بودند و بعد از برجام، سیل پیام‌های تبریک سوی روحانی روانه کردند. بسیاری از همین افراد هم نشان داده‌اند که مصالح خودشان را بر مصالح اسلام و انقلاب ترجیح می‌دهند و اگر قانون به داداشیِ آن‌ها گیر بدهد، علیه حکومت اعلان جنگ می‌کنند. اگر در آن سال‌ها، حسن روحانی و جهانگیری، تایید صلاحیت نمی‌شدند، همانطور که سال 88 علیه جمهوری اسلامی اعلان جنگ کردند، در سال 92 هم اعلان جنگ می‌کردند. آیا از این جور موارد باز هم داشتیم؟ بله که داشتیم. بسیاری از پست‌ها و مقام‌ها، حتی در سازمان‌های زیر نظر رهبری دست افرادی است که اگر به آن‌ها پست و مقام داده نشود، علیه جمهوری اسلامی اعلان جنگ می‌کنند. یک نمونه‌ی واضح و آشکار این ماجرا، داستان استعفای محمد سرافراز، رئیس صدا و سیمای جمهوری اسلامی است. بسیاری از مردم اصلا نفهمیدند چنین کسی کی آمد و کی رفت.  حقیقت این است که رهبری در این مورد، یک شخص صالح و توانمند را به ریاست صدا و سیما منصوب کردند، اما اطرافیان ایشان در یک کودتای خاموش، سرافراز را مجبور به استعفا کردند. برای پی بردن به این ماجرا، می‌توانید کتاب روایت یک استعفای سرافراز را بخوانید. خلاصه اینکه در این هشت سال مقام معظم رهبری، خون دل زیادی خوردند و إن شاءالله در این دوره از ریاست جمهوری، یک تغییر استراتژیک یا راهبری در مسائل کشور رخ خواهد داد که إن شاءالله در مطلب بعدی توضیح خواهم داد.

  • Oceanus