تمرین جامعه‌شناسی

سعی می‌کنم به عنوان یک جامعه‌شناس، پدیده‌های اطرافم را تبیین کنم

تمرین جامعه‌شناسی

سعی می‌کنم به عنوان یک جامعه‌شناس، پدیده‌های اطرافم را تبیین کنم

تمرین جامعه‌شناسی

طلبو
دانشجو
اهل مطالعات جامعه‌شناسی
مشتاق شنیدن و دیدن نقد شما

پیوندها

۳۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انتخابات» ثبت شده است

 

تا دیروز فکر می‌کردم که عده‌ای به اسم جبهه انقلاب، برای خود دکان باز کرده‌اند. اما با اتفاقاتی که دیشب و امروز رخ داد، به این نتیجه رسیدم که دکان انقلاب غلط بود، بلکه ما در سیرک انقلاب هستیم.

تمام چیزهایی که به اسم وحدت و اجماع می‌گفتند، دود شد و رفت هوا، چرا که منظورشان از وحدت و اجماع، تنها وحدت و اجماع بر قالیباف بود.

حالا که دیدند آرای قالیباف از جلیلی کمتر است، با انواع و اقسام توجیهات مسخره روبرو هستیم که می‌گویند برای حفظ جبهه انقلاب به قالیباف رأی بدهید نه جلیلی! مثلا می‌گویند درست است که جلیلی رایش بیشتر است، ولی شما به قالیباف رأی بدهید، چون در دوگانه قالیباف-پزشکیان، قالیباف رأی بیشتری دارد و اینطوری به نفع جبهه انقلاب است!

 

بگذریم که صحت این تحلیل‌های آماری محل تردید است. این‌ها حدود سه هفته زمان برای تبلیغ اصلح و گفتمان اصلح را به خاطر اجماع و وحدت سوزاندند و هنوز هم به گفتمان اصلح بازنگشته‌اند.

 

من حدس می‌زنم در صورتی که جلیلی و پزشکیان به دور دوم بروند، این مدعیان جبهه انقلاب از پزشکیان حمایت کنند، چون به قول مشاور قالیباف، با پزشکیان بهتر می‌توان کار کرد، در نتیجه رای دادن به پزشکیان به نفع جبهه انقلاب است. از این جماعتی که در این ایام، رهبری،‌ سردار سلیمانی، سردار قاانی و حتی سید حسن نصرالله را فدای رای آوردن قالیباف کردند، هیچ چیز بعید نیست.

  • Oceanus

 

حتما برای شما هم عجیب است که شخصی مثل پزشکیان، حدود ۲۰ درصد در نظرسنجی‌ها رای دارد؟!

چطور می‌شود که بخشی از مردم با سابقه وحشتناک دوران خاتمی و روحانی، باز هم از پزشکیان حمایت کنند.

 

بخشی از ماجرا عادی است، یعنی ما در کشور اقلیتی سرمایه‌دار داریم که سودش در فلاکت و بدبختی مردم است. اما چرا بخشی از مردم عادی دنبال پزشکیان راه افتاده‌اند. 

به نظرم ما ابعاد اقتصادی جامعه را در تحلیل‌هایمان نادیده گرفته‌ایم. برای این کار می‌توانیم از مارکسیست‌ها کمک بگیریم. لوکاچ، گرامشی و باومن در این زمینه افکار قابل استفاده‌ای دارند:

جورج لوکاچ آگاهی طبقاتی را لازمه کارزار ایدیولوژیک می‌داند. یعنی تا موقعی که طبقات فرودست به منافع اقتصادی خود آگاهی نداشته باشند، فریب ایدئولوژی‌های سرمایه داران را می‌خورند.

 

اما ایدئولوژی طبقه سرمایه‌دار چیست؟ یعنی نمی‌شود که طبقات فرودست، ایدیولوژی مشابهی با سرمایه‌داران پیدا کنند؟

زیگموند باومن می‌گوید که منافع طبقه سرمایه‌دار، در این است که مردم هیچ نقطه ثبات و قابل اتکایی نداشته باشند تا به ظلم و ستمی طبقه سرمایه‌دار تن بدهند. در سبک زندگی مدرن، خانواده از هم پاشیده است و زنان تنها، نیروی کار جنسی ارزان قیمت و یا نهایتا نیروهای کار ارزان قیمتی برای سرمایه‌داران هستند. مردان مجرد نیز خیلی راحت تر از مردان متاهل، به شرایط کاری سخت تن می‌دهند. تمام سرمایه افراد خرج سبک زندگی مصرفی می‌شود.

 

اما چه باید کرد؟ آنتونیو گرامشی می‌گوید که نخبگان باید مردم را آگاه کنند. 

 

اگر مردم آگاه شوند که شعارهایی نظیر آزادی، رفع فیلترینگ، مذاکره و ... برای استثمار آن‌ها است. خود به خود جریان غربگرا را رها می‌کنند.

 

 

تنها کسی که این عمق راهبردی را درک کرده است، جلیلی بوده است. این‌ها امور سطحی نیستند. وقتی نامزدهای دیگر عمق راهبردی شعارهایشان را متوجه نمی‌شوند و در چارچوب ایدیولوژیک دشمن قرار می‌گیرند، قافیه را می‌بازند. 

 

چرا چون هرکسی که در این ایدئولوژی طبقاتی قرار دارد، به نمونه ناب این ایدیولوژی رای می‌دهد، نه نسخه‌های تقلبی. شعارهایی مثل مذاکره و آزادی و ...، برای امثال روحانی و پزشکیان رای ساز است، نه کسانی که خود را در جبهه انقلاب می‌دانند.

 

#طبقه

#مارکسیسم

#آگاهی_طبقاتی

  • Oceanus

 

گفتمان انقلاب به دلیل عدم توانایی ارایه روایت صحیح از واقعیت و در نتیجه از دست دادن قدرت اقناع خود، در حال احتضار است.

نشانه‌هایی مانند سکوت بزرگان انقلاب نسبت به معرفی اصلح و منتظر نتایج نظرسنجی ماندن برای همراهی‌ با اکثریت، نشانه این احتضار است.

از دیگر نشانه‌ها، دست و پا زدن برای ارائه روایت‌های جدیدی است که متاسفانه صادق نیست یا اخباری که از نظرسنجی‌های کاذب به گوش می‌رسد.

 

#گفتمان

#تحلیل_گفتمان

  • Oceanus

 

 

شاید بفرمایید که جبهه انقلاب یعنی کسانی که ذیل گفتمان انقلاب قرار دارند.

 

اما این حرف تبعاتی دارد:

اولا خیلی از مردم اصلا به این گفتمان‌ها توجه ندارند.

ثانیا اگر هم مردم توجه کنند، مرزهای این گفتمان را متوجه نمی‌شوند. اما چرا؟!

 

گفتمان به واقعیت معنا می‌بخشد و بخشی از واقعیت را از دیگر بخش‌ها جدا می‌کند.

مشکل گفتمان انقلاب این است که قدرت تمایز بخشی خود را از دست داده است. یعنی افرادی در جبهه انقلاب قرار می‌گیرند که تمایز آن‌ها از غیرانقلابی‌ها سخت است. بلکه تمایز آن‌ها از دیگر انقلابی‌ها و شباهت آن‌ها با غیرانقلابی‌ها آشکارتر است. یکی از این نمونه‌ها آقای قالیباف است که تمایز بالایی از سعید جلیلی دارد و شباهت فراوانی با مسعود پزشکیان اما عده‌ای به دنبال ائتلاف قالیباف و جلیلی هستند!

 

در چنین شرایطی، یا گفتمان موجود باید به روز رسانی شود، آن‌ هم از طریق تکرار روایت مولفه‌های گفتمانی. 

یا به کلی قدرت خود را از دست می‌دهد و به تدریج فراموش می‌شود.

 

اما ماجرا به همینجا ختم نمی‌شود، استفاده از گفتمانی که قدرت تمایز ندارد، مشمول دو فریب است:

۱. یا استفاده کنندگان از این گفتمان به دنبال تحمیق و استثمار مردم هستند.

۲. یا استفاده کنندگان از گفتمان، مشغول فریب خود هستند.

 

#گفتمان

#تحلیل_گفتمان

  • Oceanus

 

آیا همه طرفداران نامزدها مثل شما فکر می‌کنند و با معیار انقلاب از نامزدهای جبهه‌ی به اصطلاح انقلاب حمایت می‌کنند؟!

 

یا نه، عوامل دیگری هم دخیل است ؟!

 

به نظرم کمی از ادبیات جامعه‌شناسی کمک بگیریم بد نیست.

 

یکی از مفاهیمی که خیلی می‌تونه کمک بکنه، مفهوم طبقه مارکس است. در جامعه‌ای که شکاف طبقاتی وجود دارد. طبق آمارهای مختلف، حدود ۳۰ الی ۶۰ درصد مردم زیر خط فقر هستند. ۷۰ درصد مردم در همین داخل کشور هم نمی‌توانند بروند مسافرت، آیا می‌توانیم پایین و بالای جامعه را کنار هم ذیل جبهه انقلاب نگه داریم؟!

 

خانواده آقای قالیباف رفتند ترکیه خرید. پسرش هم درخواست اقامت از کانادا داشت.

بعد طرفداران آقای قالیباف می‌فرمایند که مگه چی شده؟ اینا هم مثل بقیه! نهایتا یک خطای جزئی بوده.

راست هم می‌گویند، حداقل در ظاهر امر که ما می‌بینیم هیچ خلاف شرع و قانونی نبوده است. اما این‌ها نمی‌فهمند که قبح این حرف برای مردم فقیر، از قبح زنای با محارم تو مسجد هم ممکنه بیشتر باشه.

 

خیلی از طرفداران جلیلی هم به خاطر همین سادگی و پراید سوار شدنش می‌خوان بهش رای بدن.

 

حالا ممکنه بفرمایید که مارکس قدیمی شده، اما باید توجه داشته باشید که مفهوم طبقه قدیمی نشده و با معیارهای جدید به روز رسانی شده است.

 

علی ای حال، این شکاف و اختلاف اقتصادی، بی تاثیر نیست و باید در نظر داشته باشیم که خیلی از مردم مثل ما با ملاک‌های انقلابی رای نمی‌دهند که براساس این ملاک‌ها بخواهیم اتحاد ایجاد کنیم.

 

آرای طبقاتی از طبقه خودشون خارج نمیشن. یا تو همون طبقه جابجا میشن یا رای باطله میشن یا کلا از دور انتخابات خارج میشن.

 

 

#مارکس

#طبقه

  • Oceanus

 

 

برای مطالعه اختلافات انتخاباتی خصوصا اختلافاتی که تحت عنوان انقلاب و انقلابی گری مطرح می‌شود، ابتدا باید بدانیم که جبهه انقلاب چیست؟

 

جبهه یک اصطلاح جامعه‌شناسی نیست و باید نزدیک ترین معادل آن را پیدا کنیم:

 

دسته اجتماعی: اشخاص دارای حداقل یک ویژگی مشابه

 

گروه اجتماعی: اشخاص دارای تعامل نسبتا مستمر با احساس پیوند

 

نظام اجتماعی:

مجموعه‌ای بهم پیوسته از موقعیت‌های اجتماعی همراه با نقش‌ها و پایگاه‌های آن موقعیت ها.

 

سازمان اجتماعی: گروه اجتماعی که نظام یافته

 

نهاد: به معنای عام کلمه یعنی نظام هنجاری مبتنی بر ارزش‌های مشترک، می‌تواند معادل جبهه انقلاب باشد. یعنی منظور از جبهه انقلاب یک نظام هنجاری مبتنی بر ارزش‌های انقلابی است.

(نهاد به معنای خاص کلمه که تنها چند نظام هنجاری خاص مانند خانواده و دین را شامل می‌شود، اینجا قابل طرح نیست.)

 

با توجه به اینکه ما هیچ تعامل مستمر و موقعیت‌های اجتماعی همراه با نقش و پایگاه ذیل عنوان انقلاب نداریم، جبهه انقلاب گروه، نظام اجتماعی و سازمان اجتماعی نیست.

 

نهاد اجتماعی نیز نیست، زیرا یک نظام هنجاری مبتنی بر ارزش‌های مشترک انقلابی هم نداریم.

 

 

ظاهراً جبهه انقلاب تنها یک دسته اجتماعی است. مجموعه افرادی که ذیل چند نماد جمع شده‌اند.

 

اما مشکل اینجا است که دسته اجتماعی هیچ مشکلی را حل نمی‌کند.‌ تلقی بعضی از جبهه انقلاب، چیزی در حد گروه اجتماعی یا نهاد اجتماعی است.

 

تمام دعواها از همین جا شروع می‌شود. برای گروه بودن باید تعامل مستمر وجود داشته باشد، باید احساس پیوند وجود داشته باشد. در حالی که چنین چیزی وجود ندارد. نظام هنجاری مشترک هم وجود ندارد.

 

تمام دعواها برای این است که به ارزش‌های مشترک برسیم، به یک نظام هنجاری مشترک برسم. به احساس پیوند برسیم. به تعاملات مستمر برسیم.

 

 

برای اینکار ابتدا باید در جمع های خودمانی‌ مثل ایتا با یکدیگر بحث کنیم و هر موقع نهاد شدیم، هر موقع گروه شدیم، می‌توانیم برویم در کوچه و خیابان، مردم به نامزد جبهه انقلاب دعوت کنیم.

به اسم وحدت نباید دچار رکود شویم.

 

منابع اصطلاحات:

 مبانی جامعه تالیف غلامرضا صدیق اورعی و دیگران 

مقدمات جامعه شناسی تألیف منوچهر محسنی

 

#مبانی_جامعه‌شناسی

#نهاد

#گروه

#سازمان

#هنجار

  • Oceanus

به نظرم همزمانی ریاست آقای قالیباف بر مجلس و نامزدی ریاست جمهوری، امری است که منتهی به بی اخلاقی سیاسی می‌شود.

این همزمانی ناشی از نادیده گرفتن تاثیر اقتصاد بر سیاست کشور است.

بر اثر این همزمانی، بعضی از بزرگانی که مخالف قالیباف هستند وارد میدان انتخابات نمی‌شوند. چون اگر قالیباف پیروز هم نشود، هنوز رییس مجلس است و بعدا می‌تواند در هنگام تصویب بودجه، آن‌ها را در مضیقه اقتصادی قرار دهد. اگر قالیباف پیروز شود که اوضاع به صورت مضاعف بدتر می‌شود، هم در هنگام تصویب بودجه و هم در هنگام تامین بودجه در مضیقه قرار می‌گیرند.

وقتی بزرگان در میدان نباشند، خود به خود نیروهایی‌وارد میدان می‌شوند که شاید توانایی بلند کردن این علم را نداشته باشند و شاهد بی اخلاقی یا تنش باشیم.

البته به نظرم این کار تقصیر آقای قالیباف نیست، شاید تقصیر بعضی بزرگان است که به امور اقتصادی زیاد اهمیت می‌دهند. شاید هم ریشه در جای دیگر باشد و هیچکدام مقصر نباشند. علی ای حال، ریشه در هر کجا که باشد، این مشکل هست.

  • Oceanus

معتقدم اجماع روی یک نامزد کار غلطی است. به دلایل مختلف:

اولش اینکه هر نامزدی سبد رای خاص خودش رو داره و با انصراف اون نامزد، ممکنه طرفدارانش اصلا یا رای ندهند یا رأی باطله بدهند یا به نامزد دیگری رای بدهند.

به نظرم سال ۱۴۰۰، بخش اعظم سبد رای جلیلی به رییسی منتقل نشد.

چون درصد آرای رییسی تفاوت چندانی با نظرسنجی‌های‌ پیش از انتخابات نداشت اما آرای رضایی و همتی نسبت به نظرسنجی‌ها زیادتر شد. آرای باطله هم که شگفتی ساز انتخابات ۱۴۰۰ بودند.

 

 

این مطلب رو پس از انتخابات ۱۴۰۰ و در نقد آماری اجماع نامزدها نوشتم.

https://mohammadghasempur.blog.ir/post/353

  • Oceanus

تقلیل گرایی یعنی ساده سازی واقعیت و نادیده گرفتن بخشی از واقعیت.

این ساده سازی و نادیده گرفتن در جامعه‌شناسی امری معمول است اما چیزی امروزه در تحلیل انتخابات شاهد آن هستیم، نوعی ساده سازی افراطی است. برای مثال می‌گویند که انتخابات امسال مانند انتخابات سال ۹۲ است و در حالی که تفاوت‌های عمیقی بین این دو دوره وجود دارد:

۱. دولت مستقر در سال ۹۲ به شدت متفاوت با دولت مستقر در شرایط فعلی است.

۲. انتخابات سال ۹۲، اولین انتخابات ریاست جمهوری پس از فضای دو قطبی سال ۸۸ بود، در حالی امسال اصلا فضای دو قطبی نداریم.

۳. نامزدهای سال ۹۲ نسبت به امسال، ناشناخته‌تر بودند. یعنی همان افراد را امسال بهتر می‌شناسیم.

۴. شبکه‌های اجتماعی در آن دوره شیوع بسیار کمتری داشت ولی در امسال گسترش زیادی دارد و بخش اعظم شناخت ما از نامزدها، ثمره گسترش همین شبکه‌ها است.

 

 

  • Oceanus

چند سال قبل و در اواخر دوره احمدی‌نژاد، مقام معظم رهبری فرمودند که رییس‌جمهور بعدی باید نقاط قوت احمدی‌نژاد را داشته باشد و نقاط ضعف او را نداشته باشد.

اما جریان غربگرا کاری کرد که بسیاری از نقاط قوت احمدی‌نژاد، نقطه ضعف نمایش داده شد. اموری نظیر ساده زیستی و مردمی بودن یا مسکن مهر، مورد تمسخر قرار گرفت.

شاید به موجب همین کفران نعمت، هشت سال گرفتار حسن روحانی شدیم.

 

اما

 

مردم با همه مشکلات موجود، به طور گسترده در تشییع رییس جمهور فقید شرکت کردند و نشان دادند که نقاط قوت او را به خوبی متوجه شده‌اند.

این بصیرت ملی نشان می‌دهد که مردم تا حد زیادی راه خود را برای آینده انتخاب کرده‌اند و انشاالله گرفتار جریان غربگرا نمی‌شویم.

  • Oceanus