مدرسه جنگ ۱
جنگ از جهت روانی موجب فراموشی بسیاری از آرزوهای مادی و توجه مردم به معنویت میشود.
سایهی جنگ به تنهایی کار هزاران منبر وعظ را میکند.
پ.ن: ما جنگ طلب و آغاز کننده جنگ نیستیم. اما از جنگ هم واهمه نداریم.
- ۱ نظر
- ۱۴ مهر ۰۳ ، ۲۰:۱۳
- ۶۹ نمایش
جنگ از جهت روانی موجب فراموشی بسیاری از آرزوهای مادی و توجه مردم به معنویت میشود.
سایهی جنگ به تنهایی کار هزاران منبر وعظ را میکند.
پ.ن: ما جنگ طلب و آغاز کننده جنگ نیستیم. اما از جنگ هم واهمه نداریم.
یک سال قبل خیلیها از جمله خود من فکر میکردیم که با نبرد فرسایشی میشود اسرائیل را نابود کرد.
اما تجربهی یک سال گذشته نشان میدهد که آمریکا و اسرائیل آنقدر در منطقه منافع دارند که مصائب نبرد فرسایشی را تحمل میکنند.
اما نبرد مستقیم و نهایی هم مشکلاتی دارد، از جمله اینکه خسارت و تلفات مادی و جانی اجتناب ناپذیر است. منافقین داخلی فراوان و قدرتمند هستند. مومنین هم نگران افکار عمومی.
چاره چیست؟
از یک سو باید افکار عمومی را برای جنگ آماده کنیم.
از سوی دیگر نیروهای نظامی باید اسرائیل را به گونهای تحریک کنند که او نبرد مستقیم و نهایی را با ایران آغاز کند.
با توجه به واکنشهای اسرائیل به حمله دیشب، شاید بتوان این اقدام ایران را نوعی تحریک اسرائیل دانست.
بنده که مدام دعا میکنم اسرائیل به حمله دیشب پاسخ بدهد.
در این چند سالی که مشغول مطالعه جامعهشناسی هستم، به این نتیجه راجع به جریان مارکسیستی و انتقادی رسیدم:
۱. نقدهاشون به شدت دقیق و عمیق است.
۲. راه کارهاشون چندان دقیق و مناسب نیست.
یعنی از جهت سلبی خیلی قابل استفاده هستند.
از جهت ایجابی چندان قابل استفاده نیستند.
مثال امروزش تحلیلهای علیزاده است. ببینید کسی با این دقت و قوت نقد کرده یا نه؟
از منظر دورکیم در کتاب صور بنیادین حیات دینی:
بقای یک جامعه، وابسته به زنده ماندن آرمانهای آن جامعه است.
انقلاب و بازآفرینی یک جامعه نیز وابسته به شکلگیری آرمانهای جدید است.
اینکه مسئولان جمهوری اسلامی برای جذب رای مردم، خیلی از کارها را انجام میدهند خیلی بد نیست، چه بسا خوب هم باشد.
بالاخره مسئولان نشان دادند که اگر پای مصالح در میان باشد، شخصی مثل هاشمی و احمدینژاد را هم رد صلاحیت میکنند.
من نمیدانم غرض اعضای شورای نگهبان از تایید پزشکیان چه بود.
اما هرچه بود، نتیجه بد نشد. این انتخابات موجب رشد سطح فکری مردم شد. به نظرم اگر کسی تا قبل از انتخابات نفهمیده بود ولی الان باید دیگر فهمیده باشد که بسیاری از نیروهای اصولگرا و به ظاهر مذهبی، هم سنخ اصلاح طلبان و غربزدهها هستند.
مذهب برای بسیاری از مسئولان تنها یک وسیله برای جذب رای است. عدهای تا دیروز میخواستند رای شیعیان مذهبی را جذب کنند، امروز میخواهند رای اهل سنت و قومیتهای مختلف را جذب کنند.
بارها عرض کردهام و مجدد عرض میکنم. ما یک اقلیت هستیم و باید محدودیتهای خودمان را درست بشناسیم و با احتیاط عمل کنیم.
به نظرم احساس بیگانگی با بسیاری از مسئولان، یک ضرورت برای حفظ دین است که اگر خودمان به آن نرسیم، با هزینههای سنگینی مانند این انتخابات به آن میرسیم.
#خرده_فرهنگ
معمولاً انقلاب اجتماعی یا براندازی ناگهانی زمانی رخ میدهد که جامعه یک الگوی جایگزین مناسب داشته باشد.
و الا دچار مارپیچ سقوط میشود. یعنی اندک اندک جامعه دچار فروپاشی و اضمحلال میشود.
البته همین مارپیچ سقوط هم مستلزم دور باطلی از نارضایتی است.
( منبع: آینده سرمایهداری، لستر تارو، فصل سیزدهم.)
اگر این وسط حکومت موفق شود که رضایت مردم را جلب کند، این مارپیچ از بین میرود.
البته بعید میدانم در دوران پزشکیان این مارپیچ شکسته شود.
#جامعه_شناسی_انقلاب
جمهوری اسلامی ایران با دو نوع خطر براندازی مواجه است:
یک نوع براندازی اینگونه است که استقلال کشور را تهدید میکند و ما را به طور غیرمستقیم به مستعمره کشورهای غربی تبدیل میکند.
نوع دیگر براندازی این است که ما کشوری مستقل و صاحب اراده باشیم اما کشوری مدرن باشیم نه اسلامی.
براندازی نوع اول شاید بسیار سخت باشد چون تقریبا هیچ آدم عاقلی از بردگی و نوکری بیگانگان خوشش نمیآید.
اما براندازی نوع دوم سادهتر است چون مردمی که تعلقات دینی دارند، نسبت به گروه قبلی تعداد کمتری را شامل میشوند.
براندازی نوع دوم اتفاقاً باب میل بسیاری از مسئولین نیز هست. البته آمار رسمی نداریم ولی طبق تجربه زیسته، عملکرد بسیاری از مسئولین با صیانت از اسلامیت این کشور سازگار نیست.
شاید به همین دلیل باشد در اغتشاشات مختلف، خصوصاً اغتشاشات اخیر، تعداد زیادی از مردم عادی به همراه نیروهای نظامی شهید شدند اما به ندرت کسی از مسئولین به شهادت میرسد. مردم کشته میشوند چون مردم در حال صیانت از انقلاب اسلامی هستند نه مسئولین.
اصلا چرا مسئولین باید کشته شوند وقتی مشغول براندازی نرم کشور هستند؟
به نظر من تنها کسی که میتوانست با براندازی نوع دوم مقابله کند جلیلی بود. قالیباف توان چنین کاری ندارد. حتی رییسی هم نداشت.
#توسعه
#نوسازی
#مدرنیزاسیون
۱. جمعیت ایران به سمت پیری میرود و میانگین جمعیت مردم ایران ظاهراً از ۳۲ سال عبور کرده است. از نظر جمعیتشناسی سیاسی، هرچه جامعه پیرتر شود، امکان انقلاب کمتر میشود.
دولت پزشکیان به نوعی نقش سوپاپ اطمینان را بازی میکند تا جامعهی ایران پیرتر شود و احتمال انقلاب به حداقل برسد.
همچنین با افزایش سن، میزان مشارکت در انتخابات نیز افزایش پیدا میکند.
۲. یکی از مشکلات اصلی براندازان در اغتشاشات ۱۴۰۱، فقدان رهبری قدرتمند بوده است.
با حضور اصلاح طلبان در قدرت، رهبران بالقوه فعلی، تحت فشار امور اجرایی و در جایگاه پاسخگویی قرار میگیرند و احتمالا جایگاه آنان بیش از پیش مخدوش میشود و این مشکل جریان برانداز، امتداد مییابد.
۳. علیرغم همهی تلاشهای دولت رییسی، در وضعیت فعلی مشکلات عمیقی داریم و این مشکلات گریبان دولت پزشکیان را خواهد گرفت.
از مطالب برخی نویسندگان جریان غربگرا نیز چنین بر میآید که تازه فهمیدهاند در چه مخمصهای افتادهاند.
۴. با توجه به مخمصهای که دولت پزشکیان در آن افتاده است، آنها نیازمند یارگیری فراوان هستند اما با توجه به مواضع شخص پزشکیان و افرادی مانند ظریف، جریان اصیل مذهبی به سمت پزشکیان نخواهد رفت و شاهد هستیم مذهبیهایی که تا کنون سعی میکردند وسط بازی کنند، اندک اندک به پزشکیان میپیوندند.
نتیجه آنکه صحنهی نبردهای اجتماعی در حال آشکارتر شدن است.
به نظرم دوران پزشکیان، بهترین دوره زمانی برای ضربه زدن به جریان باطل است. جمع براندازان و منحرفان و محرمات امنیتی و صورتیها و منافقان و... جمع است.
نتیجه آنکه پیروزی پزشکیان اگرچه احتمالاً موجب ضربههای اقتصادی فراوانی به کشور میشود اما ثمرات فرهنگی و معرفتی فراوانی برای جامعه میتواند داشته باشد. با این اوصاف به نظر من عملکرد شورای نگهبان چندان بد هم نبوده است. البته این صرفا یک فرضیه است و سنجش صحت آن، توسط انتخابات بعدی معلوم میشود.
#جمعیت_شناسی_سیاسی
به این سخنان جلیلی دقت کنید:
«آنها که برای زنان شعار میدهند چرا زن روستایی و عشایر را نمیبینند. اینها با همه مشکلات چقدر به تولید و فرهنگ کشور خدمت میکنند.»
این نوع صحبت کردن جلیلی راجع به خود روستا و جهش روستا و خیلی موارد دیگر هم صدق میکند. جلیلی به جای اینکه اینطوری صحبت کند، میتوانست بگوید:
۱. زن روستایی مورد تبعیض قرار گرفته است.
۲. زن روستایی مورد بی عدالتی قرار گرفته است.
۳. زن روستایی دچار محرومیت است.
۴. زن روستایی تحت ظلم و ستم قرار گرفته است.
جلیلی میتوانست با بلند کردن علم عدالت خواهی، از گزارههایی مشابه گزارهی ۱ تا ۴ برای موضوعات مختلف استفاده کند.
اما چرا این کار را نکرد؟
شاید بگویید که استعداد ادبی ندارد، اما چیزی که من از جلیلی دیدم، این بود که استعداد بالایی داشت.
در دور دوم انتخابات هم کمی از این ادبیات استفاده کرد و تنور انتخابات کمی داغتر شد.
به نظرم پاسخ این است که جلیلی از بعضی مشکلات حاد مملکت خبر داشت و نمیخواست با شعارهایی که توقع مردم را بالا میبرد، قدرت را به دست بگیرد.
انشاالله در مطالب بعدی به برخی مشکلات کشور اشاره میکنم. مشکلاتی که باعث میشد جلیلی رغبت چندانی به ریاست جمهوری نداشته باشد.
چه بسا این انتخابات تلهای برای جریان غربگرای کشور بود!
در انتخاباتی که گذشت، چه در دور اول و چه در دور دوم، انسانهای بزرگی از جلیلی حمایت کردند.
اما این انسانهای بزرگ تقریباً همگی روی نیمکت نشسته بودند.
تیم اصلی که در میدان، برای جلیلی بازی میکرد، افرادی مانندی حسین دارابی و سعدیسم و مهدی جمشیدی و ... بودند.
حتی اگر افرادی مانند ثابتی و رسایی و نبویان را درجه یک حساب کنیم، باز هم یک تیم الف و درجه یک از این افراد نداشتیم.
البته جوان گرایی خوب است و واقعا امیدوارکننده است، اما از بزرگان و قدیمیهایی که با ما همفکر هستند نیز باید استفاده میشد.
چرا جلیلی نتوانست از این بزرگان که حامی او بودند استفاده کند؟!
به نظرم علت اصلی این است که جلیلی در این انتخابات، با ادبیات تکنوکراتها ظاهر شد.
نمیخواهم بگویم جلیلی تکنوکرات است، نه ولی ادبیاتش تکنوکراتی بود.
به همین دلیل بود که خیلی ها آمدند پشت جلیلی و حمایت کردند اما نتوانستند برای او بازی کنند.
این مطلب ادامه دارد.
#گفتمان